جمعه 1 فروردین 1393     یازار :  kölgə siz
+0
چهارشنبه سوری یكی از جشن هایی است كه در شب آخرین چهارشنبهٔ سال )سه شنبه شب( برگزار می شود. این شب در بسیاری از نقاط جهان و بویژه در جغرافیای ایران و آسیای میانه بطور باشكوهی جشن گرفته می شود. در شب چهارشنبه آخر سال معمولا اعضای خانواده دور هم جمع شده، این شب را باهم غذا خورده، صحبت كرده و آداب و رسوم متفاوتی را اجرا می كنند. این غذا بسته به جغرافیای مردم آن منطقه متفاوت می باشد. بعنوان مثال در حالیكه مردم تبریز در مركز آذربایجان در این شب بیشتر كوفته تبریزی درست می كنند، مردم اردبیل نیز در شرق آذربایجان بیشتر ماهی دودی با پلو می خورند. مردم سایر نقاط نیز برنج با خورشت های مختلف تهیه می كنند. در برخی مناطق منجمله آذربایجان، ۴ چهارشنبه آخر سال جشن گرفته می شود. بر اساس باورهای مردم آذربایجان اولین چهارشنبه اسفند ماه چهارشنبه باد، دومین آن چهارشنبه خاك، سومین چهارشنبه آتش و چهارمین آن چهارشنبه آب می باشد. اعتقاد بر این است كه در این زمان از یخ بستن خاك كاسته می شود و زمین نفس می كشد. این امر در آناتولی نیز با عنوان افتادن جمره كه به معنی افتادن جرقه آتش می باشد، جشن گرفته می شود. در آناتولی اعتقاد بر این است كه قبل از آمدن بهار جمره )جرقه آتش( ابتدا در هوا، سپس در آب و در نهایت نیز در خاك می افتد. گفته می شود كه با افتادن اولین جمره )جرقه آتش( در هوا از سردی و شدن برودت هوا كاسته می شود و با افتادن آخرین جمره در خاك كه مصادف با ۵ ماه مارس میلادی می باشد، زمین بیدار می شود و بهار از راه می رسد. در بین چهارشنبه های آخر سال، مفصل ترین مراسم، متعلق به آخرین چهارشنبه سال یعنی چهارشنبه سوری می باشد. گفته می شود كه در این چهارشنبه به خاك، بخار و گرمی نفوذ می كند و زمین از خواب زمستانی بیدار می شود. در چهارشنبه آخر سال، مراسم، آیین ها، بازیها و جشن های زیادی برگزار می گردد. اما همه اینها به معنی ابدیت، جاودانگی و امید می باشد. اهالی منزل قبل و با بعد از خوردن شامی كه به این مناسبت پخته شده است، آداب و رسوم متفاوتی را اجرا می كنند. البته برخی از این آداب و رسوم هم به بعد از شام موكول می گردد. بیشتر آداب چهارشنبه سوری با مضمون اصلی نو شدن، رهایی از بیماری و مشكلات سال گذشته و دور كردن بدشگونی، پلیدی و افكار ناپسند از خانه و خانواده است. این آداب و رسوم با اندكی تفاوت در نقاط مختلف ایران و آسیای میانه اجرا می گردد. برخی از این آداب و رسوم به شكل زیر است: بوته افروزی و یا روشن كردن آتش روشن كردن آتش مهمترین و اصلی ترین رسم چهارشنبه سوری است. این رسم تنها رسمی است كه هنوز هم در جاهای مختلف و با شور و اشتیاق بسیاری اجرا می گردد. در قدیم این رسم بدین شكل اجرا می شد. پیش از غروب آفتاب، هر خانواده، بوته های خار و گزنی را كه از پیش فراهم كرده بود، روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه و كوچه، كپه می كرد و با غروب آفتاب و نیمه تاریك شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع شده و بوته ها را آتش می زنند. در این هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روی بوته های افروخته می پریدند. این رسم هنوز هم رایج است و با شور و اشتیاق بسیاری اجرا می گردد. معمولا در شب چهارشنبه سوری آتش روشن می شود و همه مردم از زن و مرد و پیر و جوان از روی آن می پرند. هدف از اجرای این رسم این است كه ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و سلامت و سرخی و شادی به هستی خود بخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه های مختلفی با توجه به فرهنگ بومی خود می خوانند. مثلا در مناطق ترك زبان این ترانه خوانده می شود: آتیل، ماتیل چرشنبه – آینا كیمی بختیم آچیل چرشنبه )بپر و بپر، چهارشنبه - بختم بازشود چهارشنبه( آغیرلیغیم – اوغورلوغوم اودلارا )درد و بلایم بر روی آتش( آغیریلیغیم اود اولسون - اوددا یانان یاد اولسون )درد و محنتم آتش باد – هر آنچه كه در آتش سوخت، از من دور باد( اود اوستن آتداناق - هر جفایا قاتداناق )از روی آتش بپریم – در برابر همه محنت ها بایستیم( در مناطق فارس زبان نیز گفته می شود: زردی من از تو، سرخی تو از من غم برو شادی بیا، محنت برو روزی بیا معمولا اعتقاد بر این است كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار، فضای خانه از موجودات زیانكار پاك می شود و دیو پلیدی و ناپاكی از محیط زیست دور و پاك می شود. معمولا گفته می شود كه خاكستر آتش شب چهارشنبه سوری نحس است چرا كه تمامی درد و محنتها در آن سوخته است. برای همین معمولا آن را خاك كرده و یا در آب روان می ریزند تا آب آن را با خود ببرد. در برخی از روستاها معتقدند كه چهارشنبه آخر سال، "چرشنبه خاتون" است. به همین دلیل زنان بالای اجاق خوراك پزی با آرد شكل زنی زیبا را می كشند و زیر آن یك آینه و شانه می گذارند تا وقتی چهارشنبه خاتون آمد سرش را شانه بزند. در واقع چهارشنبه خاتون تاكیدی بر بارور شدن زمین در آخرین روزهای اسفند دارد. گره گشایی یكی دیگر از مراسم مخصوص شب چهارشنبه سوری گره گشایی می باشد. در شب چهارشنبه سوری، شخصی كه دچار مشكل شده است، دستمال یا گوشه چادر خود را گره زده و در چهار راه محل خود می ایستاد و از اولین كسی كه از محل عبور می كند می خواهد تا این گره را بگشاید. اعتقاد براین است كه با این كار، گره از كار او هم گشوده می شود. در واقع كسانی كه از این رسم آگاه هستند، از كنار این فرد بی تفاوت نمی گذرند و حتما دقایقی را برای گشودن گره صرف می كنند و چه بسا كه با كمی گفتگو و اطلاع از چند و چون ماجرا، موفق می شوند واقعا مشكل را حل كنند. از طرفی دیگر زمانی كه كسی می بیند كه همسایه اش مراسم گره گشایی را انجام می دهد، متوجه می شود كه او گرفتاریی دارد و بعد به نحوی برای رفع آن به همسایه خود كمك می كند.قاشق زنی این رسم معمولا پس از مراسم پریدن از روی آتش انجام می گیرد. جوانان از دختر و پسر، چادر به سر می كنند، سپس كاسه و قاشقی فلزی به دست گرفته و به خانه همسایگان رفته و با زدن قاشق به كاسه، صاحب خانه را خبر می كنند. صاحبخانه در كاسه آنها نخود، لوبیا و یا هر نوع از حبوبات یا مقداری پول می گذارد. روز بعد با این حبوبات و سبزی كه با پولهای جمع آوری شده خریداری شده آش پخته می شود. اعتقاد بر این است كه خوردن این آش بیماری و دردها را از بین می برد. فالگوش ایستادن فالگوش ایستادن به این شكل انجام می شود كه شخص برای كار، ازدواج یا رفع گرفتاری خود نیت می كند و شب، در تاریكی دیوار سر كوچه یا چهارراه پنهان می شود. معمولا شخص گرفتار یا دختر دم بخت كلیدی هم زیر پای خودش می گذارد و روی آن می ایستاد كه نشانه باز شدن بخت یا از بین رفتن مشكل می باشد. اولین جمله ای كه بین دو رهگذر به گوش فالگیرنده میرسد، بعنوان جواب نیت او ارزیابی می شود. برای مثال اگر فرد به هنگام شنیدن جملاتی از قبیل "اصلا حرفش رو هم نزن" یا "انشاءالهن" و یا هر جمله دیگری بنا به نیت خود آن را تعبیر می كند. برای همین نیز معمولا گفته می شود در شب چهارشنبه سوری باید حرفهای خوب با محتوای مثبت زده شود. در برخی موارد نیز برخی از جوانان بطور دسته جمعی برای شوخی و خنده به گشت و گذار در محل می پرداختند و سر چهارراه جملاتی مانند"مگه میشه!" یا "غیرممكنه!" به زبان می آوردند. كه البته وقتی فرد متوجه می شد این جملات بطور عمد گفته شده، آن را منفی ارزیابی نمی كرد. فال كوزه فال كوزه یگی دیگر از آداب و رسوم اجرا شده در شب چهارشنبه سوری می باشد. بعد از اینكه اهالی منزل از خوردن آجیل و پریدن از روی آتش و سایر گشت و گذارهای چهارشنبه سوری فارغ می شوند، دور هم جمع شده و كوزه كوچكی می آوردند. سپس هر كس روی كاغذ یك و یا چند بیت شعر نوشته و یك وسیله شخصی از خودش مانند انگشتر، چوب سیگار یا هر وسیله كوچك دیگری را داخل كوزه می اندازد. پس از آن همه افراد حاضر در محل نیت می كنند. بعد یكی از افراد حاضر در مخل یك كاغذ شعر و یا یك وسیله از داخل كوزه در می آورد و سپس شعر را با صدای بلند میخواند. شیء مورد نظر متعلق به هركس كه باشد، شعر نوشته شده بر روی كاغذ نیز جواب نیت ان فرد محسوب می شود. شال انداختن این رسم یكی از رسوم دیرین مردم آذربایجان است. در این رسم، پسران جوان یا نوجوان شالی برداشته و از سوراخ بالای بام خانه )كه در تمامی خانه های قدیمی وجود داشت( شال خود را پایین می اندازند و صاحبخانه نیز مقداری آجیل، شیرینی، تخم مرغ پخته و رنگ شده و یا یك هدیه كوچك بعنوان عیدی در گوشه شال می بندد تا پسر آن را بالا بكشد. در برخی موارد اگر پسر، خواهان دختر خانواده باشد، شال را بالا نمی كشد و چنانچه خانواده ی دختر راضی باشد، نشانه ای از دختر و یا یك سیب قرمز را كه به معنی رضایت می باشد به شال می بندند. مرحوم استاد محمد حسین شهریار در منظومه بی نظیر "حیدربابایا سلام" در مورد این رسم قدیمی در آذربایجان چنین می گوید: بایرامیدی گئجه گوشو اوخوردو - عید بود، مرغ شب می خواند آداخلی قیز بی جورابین توخوردو - دختر دم بخت برای نامزدش جوراب می بافت هر كس شالین بیر باجادان سوخوردو - هر كسی شالش را از یك سوراخی آویزان می كرد شال ایسته دیم منده ائوده آغلادیم - من هم گریه كردم و یك شال خواستم بیر شال آلیپ تئز بئلیمه باغلادیم - یك شال گرفته و بلافاصله به كمرم بستم غلام گیله گئدیپ من شالیمی ساللادیم - به پشت بام غلام اینا رفته و شالم را آویزان كردم فاطما خالام منه جوراب باغلادی - خاله فاطمه در شالم جوراب بست خان نه نه می یاده سالیپ آغلادی - سپس مادربزرگم رو یاد كرده و گریه كرد پریدن از روی آب این رسم نیز معمولا در آذربایجان اجرا می گردد. در بسیاری از مناطق آذربایجان، صبح آخرین چهارشنبه زنان بر سر رود یا چشمه رفته، كوزه ها را پر از آب می كنند و سعی می كنند زودتر ازهمه از روی آب بپرند . از آبی كه از آنجا آورده شده نیز برای خمیر كردن، روشن كردن سماور و یا پختن غذا استفاده می شود. در مناطق روستایی نیز در صبح آخرین چهارشنبه سال، دام ها را برای گذشتن از آب به سرچشمه یا رود می برند. فرستادن خوانچه ای از میوه و شیرینی برای عروس خانواده یكی دیگر از آداب قدیمی كه معمولا در اكثر مناطق اجرا می گردد، فرستادن خوانچه ای از میوه و شیرینی و هدایا و عیدیهای مختلف برای عروس خانواده است. خوردن هفت دانه ی روغنی، شیرینی یا غله و درست كردن هفت نوع خوراكی شیرین )هفت لون( یكی دیگر از مراسم رایج در آذربایجان، ازبكستان، افغانستان و برخی از مناطق ایران خوردن هفت دانه ی روغنی، شیرینی و یا غله و یا درست كردن هفت نوع خوراكی شیرین )هفت لون( و خوردن آن در این شب می باشد. در حالت كلی چهارشنبه سوری جشنی نیست كه وابسته به دین و یا قومیّت افراد باشد، بلكه این شب در جغرافیای وسیعی از آسیای میانه گرفته تا آناتولی وفلات ایران با آداب و رسوم خاص خود جشن گرفته می شود. معمولا شب چهارشنبه سوری با تعریف خاطرات و قصه های شیرین بزرگترها به پایان میرسد و خاطره خوش آن تا سال بعد همراه همه اعضای خانواده می ماند.
آچار سؤزلر : تورک,