بؤلوم : آنا دیلی
یکشنبه 11 اسفند 1392     یازار :  kölgə siz
+0
Türkçe ekleri farsca'da Türkçeden farscaya geçen ekler وند های ترکی رایج در فارسی پسوند ها و پیشوند های ترکی در فارسی http://mazqamet.blogfa.com /post/203 زبان ترکی به علت اینکه یک زبان التصاقی است دارای پسوندها و پیشوندهای فراوانی است که هرکدام با قاعده و اصولشان در جای خود به کار برده می شوند. در عوض زبان فارسی چون یک زبان تحلیلی می باشد از لحاظ پسوند و پیشوند زبانی فقیر بشمار می رود و از وند های دیگر زبان ها استفاده می کند. چون در ترکی برای صرف و استفاده افعال از پسوند استفاده می شود به زبان ترکی زبان التصاقی پسوندی می گویند ولی در کل در زبان ترکی پیشوندهای فراوانی نیز وجود دارد.مثل برber ، اؤن ön ، واز vaz و... . در این مقاله هرجا که از لفظ زبان ترکی استفاده می شود منظور زبان ترکی آذربایجانی رایج در ایران است.چون زبان ترکی کلی زبانی وسیع و گسترده است و بحث درباره ی آن نیاز به هزاران مقاله به این اندازه دارد و در اینجا نمی گنجد .پس باید زبان ترکی این مقاله را به زبان ترکی آذربایجانی رایج در ایران محدود کنیم. در ضمن اگر اشتباهی در مقاله مشاهده کردید عفو کنید چون برای ما که زبان خودمان را آموزش ندیده ایم بررسی کلی ودرست زبان عظیم ترکی آذربایجانی دشوار است و همچون توصیف فیل در تاریکی است. حال به بررسی چندین مورد از وند های ترکی در فارسی می پردازیم مه me )از گروه مهme و ما ma (: در ترکی برای منفی کردن فعل امر -امر منفی یا نهی-با توجه به قانون فنوتیک )از نوع اینجه ince یا قالینkalın ( یکی از حالات مهme و ما ma بکار می رود. مثل:گئت :برو گئتمه:نرو در منفی کردن فعل در فارسی از نه ne استفاده می شود ولی در اثار فارسی قدیم از مه me استفاده میشده است.یعنی مه me به نه ne تبدیل شده است. مثل: مرو mero- نرو nero و گاهی هم وند ما ma در ترکی به شکل نا na بکاررفته است. مثل نامرد namerd گون gün و گن gen و گین )از گروه گون gün-gun، گین gin، گنgın ، قون qun-qün، قین qin، قن qın(:این وندها در ترکی برای نشان دادن حالت بکار می روندکه فقط گون و گن از این گروه بفارسی وارد شده است.مثل گوناگونgunagun ، چگونهçegune ، همگن hemgın، گونه gune و... مثال ها در ترکی: وورقونvurqun:عاشق /قیزقینqızqın:عصباتی / جوشقونcoşqun:جوشان و مهیج شده / ویرقینvırqın:بلا / خشمگین xəşmgin / غمگین qamgin /گزگین gəzgin )سیاره( /بیلگین bilgin )دانا(//اوزگون üzgün )متاسف(/اوزگون özgün )منحصر بفرد -اصیل -کلاسیک( وند های دیگری در ترکی برای حالت وجود دارد. مثل شیخ şıx )حالت و وضعیت( مثلا بو شیخدا bu şıxda)با این حالت( شین şin )قیافه و چهره( مثلا ساری شین sarışin)زرد قیافه( ، قره شین qərəşin)سیاه چهره( و ... دان dan : این وند برای نشان دادن ظرف یا قاب نگهداری است.در نمونه های قدیمی ترکی که به فارسی رفته میتوان به مثال های زیر اشاره کرد. زندان)ایزیندان( ایز)نظارت و مشاهده ، رد و اثر(ین +دان دندان :دن)دانه سفید(+دان کده kede و کد ked )از گروه کنت kent و کد ked و کده kede (: این وند در معنای روستا وشهر است .)در ترکی به روستا لغات کنت kent و کوی küy-köy و اؤی öy و برای لغت شهر لغات بالقاسون balqason و بولیک bolık و شار şar و اور ur بکار می رود( این وند از وند های مکان ترکی می باشد. مثل : دانشکده danışkede /کدخدا)کنت خدا( kedxuda گاه gah )از گروه گاه gah و قاه qah و گه geh(: این پسوند مکان مشهور در فارسی است.هر کدام از اشکال این وند با قانون فنوتیک به کار میروند.دوشکل آن در فارسی نیز بدون رعایت قانون فنوتیکی بکار می روند .مثل: خوابگاهxabgah-خوابگه xabgeh این پسوند در اصل بشکل قاهqah است مثل کلمه خانقاه xanqah به همین خاطر است که گاهی این وند را در گروه وند قا qa طبقه بندی میکنند. جایگاه caygah که جاca و جایcay شکل ترکی شرقی وند قاqa در ترکی غربی هستند. وار var : این کلمه در دو شکل دربه فارسی وارد شده است.یکی به شکل پسوندی وار var در پسوند های کلمات )بعنوان پسوند شباهت( و یکی هم از ترکی شرقی به شکل اسمی بار bar که به معنی ثمره و میوه بکار رفته است. مثل : بؤیوک وار:بزرگوار /ماهوار و... ش ş )از گروه یشiş - وشuş -شş ( : این پسوند در ترکی اگر به فعل اضافه شود و فعل بسازد حالت دسته جمعی و هم به فعل می دهد)شبیه به پسوند یتıt که از فعل اسم دسته جمعی می سازد یاشیتyaşıt /یا پسوند داشdaş که به اسم حالت دسته جمعی و هم می دهد مثل داداش dadaş یولداش yoldaşو...( مثل اؤپوشمک öpüşmek:باهم روبوسی کردن /گؤروشمکgörüşmek:دیدار کردن / یازیشماقyazaşmak:مکاتبه /گولشمکgüleşmek:کشتی گرفتن ولی اگر با افزودن این وند به فعل اسم ساخته شود شیوه و حالت فعل را بیان می کند. مثل چالشçalış /تلاشtelaş/جنبشcunbuş/چکیشçekiş/گئدیشgediş/کوشش kuşeş ین in )از گروه ونun و ینin(: این وند در اسم ها بکار می رود. مثال در ترکی در)بشکل اسمی( به معنی عمق می باشد که اگر وند بالا را بگیرد میشود درینderin:عمیق / درآز deraz: کم عمق در فارسی:مثل سنگینsengin / چرکین çirkinو... گل gül )از گروه گیل gil- گول gül- قیلqil - قولqul(: مثال : یونگولyüngül:سبک / خوشگل xoşgül بر ber )از گروه برber و بری beri(: بر در ترکی معادل رخ در فارسی است. بریberi:به این سمت،به سمت بالا / اؤتهöte:به آن سو بره بیتیرمک bere bitirmek: به رو روییدن)در اصلاح به معنی فایده داشتن( مثل افسوس بره بیتیرمز:افسوس سودی ندارد این وند در فارسی کاربرد فراوان دارد.مثل : برداشتنber daşten و... وازvaz - باز baz : هر دو پیشوند در فارسی به معنی گشاد وارد شده اند.مثل: واز گئچمک vaz geçmek :در اصلاح به معنی بی خیال شدن / دروازه dervaza ولی پسوند باز خود نیز به عنوان پسوند علاقه نیز به فارسی وارد شده است. چه çe)از گروه چهçe -جهce -چاça -جاca(: از نمونه های ترکی که به فارسی وارد شده است: پاچه )پاچاpaça( / کلوچه kuluçe/ پارچه )پارچاparça( /مورچه mürçe /ماهیچه mahiçe و... در ترکی علاوه بر این وند وند های جیکcik-جوکcuk مثل یوردجوک yurdcuk )شهرک( و وند جاغیز cağız مثل قیز جاغیز qızcağız )دخترک( نیز در معنای تصغیر وجود دارد. توق tuq : از پسوند های مکان است و شبیه به گاه است. مثل قولتوق qoltuq :زیربغل /پاتوق patuq :پایگاه جالب توجه است که کلمه پا pa در ترکی باستان نیز به معنی آیاقayaq و قیچ qıç به شکل با ba بکاررفته است ولی منشا اصلیش معلوم نیست که ترکی است یا فارسی. مان man)از گروه مان man و منmen(: اگربصورت اسم باشد به معنی ناقص و عیب است ولی در شکل وند به معنی شدت است. مثل دگیرمانdegirman :آسیاب /اؤیرتمنöyretmen:معلم / آرمان arman)آرامانaraman:بسیار جستجو شدنی( /درمانderman / سازمان sazman و... البته باید اشاره کرد که این وند در ترکی باستان به شکل پان pan بوده است که امروزه در ترکی قزاقی در کلماتی مثل آسپان aspan )شکل اصلی لغت آسمانasman( بکار میرود. چی çi)چیçi - جیci - چوçu - جوcu (: حالت فاعلی به اسم میدهد.مثل تفنگ چی tüfengçi انگ eng: وقتی به اسمی یا فعلی اضافه می شود به معنی وسیله آن اسم یا آن کار می شود. مثل سرنگsoreng)وسیله سورماقsormak( / النگوelengu)وسیله الəl( نکته: یکی از نشانه های وند های ترکی در فارسی چند حالته بودن آنها است که در ترکی با استفاده از قوانین هماهنگی اصوات یک یا چندی از این حالات بکار میرود. مثل وند پاد pad و پد pəd به معنی ضد zid چیزی که در حالتی که مصوت های کلمه قالینkalın باشند پاد pad و اگر اینجه ince باشند پد pəd بکار می رود.ولی در فارسی چون این قانون وجود ندارد اشتباه بکار برده میشوند مثل پد افند pəd afənd و گاهی نیز از معنی خود دور میشوند مثل پادشاه padışah.
آچار سؤزلر : فارسی, تورک,