پـاسلانمیشـ اینسانـ

زنگان تورکـ،Zəngan Türk

باییر بایرامی

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz


ایسلام دینی یاخین شرق و اورتا عاصییا اولکه لرینده یاییلدیقدان سونرا عرب خیلافتی بو اولکه لرین خالقلاری نین عادت عنعنه لری نین بایراملارینی تقیب ائتمه یه باشلادی.

عصرلر بویو دینی خادیملر، موختلیف طریقت نوماینده لری بو بایرامی طبیعی و تاریخی کوکلریندن آییرماغا چالیشمیش، اونا دینی مووهومی لیباس گئییندیرمه یه جهد گوسترمشلر. حتی بعضی دین خادیملری بئله بیر فرضیییه یه اویدورموشلار کی، نووروز بایرامی گویا دورد خلیفه علی نین حاکیمیته (۶۵۶-۶۶۱) گلدیگی گونله علاقه داردیر.
حالبوکی ایمام علی اییول آییندا حاکیمیته گلمیش، نووروز ایسه یازدا بایرام ائدیلیر. اصلینده، خالقین بایراملا علاقه دار کئچیردیگی مراسیملر هئچ بیر دینی ائهکاملار ایله باغلی دئییلدیر. اکثر خالقلار باهار بایرامی نین اسل ماهیتیندن دوغان بیر سیرا عادت-عنعنه لری اویونلاری ایندییه دهک ساخلامیشلار.
اورتا عصر مولیفلری شرق اولکه لرینده ایسلام دینی یاییلدیقدان سونرا دا نووروز بایرامیندا یاز عنعنه لری نین، اکینچیلیک تقویمی اعتیقادلاری نین موحکم یئر توتدوغونو گوستریرلر.
تورکجه ده بایرام کلمه سی چول و طبیعت آنلامیندا اولان »باییر« کلمه سیندن آلینیب(باییر+ام) »ام، یم، وم« سون اکی فعلدن اسم دوزلدر. دوروم(وضعیت)، اینام(اعتقاد) سئچیم(انتخابات) و گئییم(لباس) کیمی. دئمک بایرام کلمه¬سی باییر و طبیعت کلمه¬لری ایله اورگانیک ایلگی¬ده¬دیر...



ادامه دارد...>>>

شنبه 29 اسفند 1394
بؤلوملر : آنا دیلی,

نگاهی به دامنۀ جعل افعال در زبان فارسی، مقایسۀ زبان ضعیف و جعلی فارسی با زبان قدرتمند و اصیل تورکی

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz





این مقاله را بنا به مقاصد راسیستی یا نفرت پراکنی علیه زبان فارسی ننوشته ام. این مطالب را برای این نوشتم که پان ایرانیستها و پانفارسهای نژادپرست ضد تورک و ضد عرب در تبلیغات مسموم ضد تورک و ضد عرب نژادپرستانه شان در یک قرن اخیر با تمام توان کوشیده اند که از زبان فارسی بت بسازند و با طرح شعارهای پوچی چون «فارسی شکر است» ، «قند پارسی» ، «شکر فارسی»، «زبان دوم جهان اسلام؟!»  و غیره کوشیده اند و می کوشند که جوانان بی سواد یا کم سواد (آلا ساواد» تورک ما را با تبلیغات رنگین و امکانات رسانه ای دولتی و غیر دولتی که منحصرا در اختیار آنهاست، بفریبند واز زبان مادری شان بیزارکنند و از آنها «مانقورت» ضد تورک بسازند که متأسفانه در تهران تا حدی زیاد موفق به این کار شده اند. همین پانفارسها و پان ایرانیستها در قیامهای حق طلبانه ملت تورک آزربایجان در هر زمانی چشم امید به مانقورتهای تهران دوخته اند که مثل سال سیاه 1325 هـ.ش./  1946 م. آنها را شستشوی مغزی داده؛ مسلح کرده و به سمت تبریز و دیگر شهرهای آزربایجان سرازیر کنند و با قتل عام و نسل کشی پاک ترین و غیورترین و بهترین جوانان آزربایجان حرکت مقدس ملی ملت تورک آزربایجان را نطفه خفه کنند. منتهای امال و آرزوی پانفارسها و پان ایرانیستهای راسیست و فاشیست همین سرکوب حرکتهای حق طلبانه و استقلال خواهانۀ ملت تورک آزربایجان با مانقورتهای آموزش دیده و شستشوی مغزی شده از جنس خودشان است؛ یعنی راسیسم فارس با کمترین هزینه می خواهد بیشترین بهره برداریها را بکند. از این رو استراتژی ما دفاعی، بیدارسازنده، افشاگرانه و روشنگرانه است و هدف ما بیدار سازی مانقورتهای ضد تورک و بازگرداندن آنها به آغوش گرم و پرمهر مادرشان آزربایجان است. پس هدف ما دفاع مقدس از هستی و هویت ملت مظلوم تورک خودمان است نه حمله ناجوانمردانه به زبان و هویت دیگری. در ضمن تمامی مطالب این مقاله با استناد به معتبرترین کتابهای زبان شناختی خود پانفارسها و پان ایرانیستهاست نه این که ما از خودمان نظری یا سخنی ناروا و دروغ دربیاوریم و یا خدای ناکرده قصد تخریب ملتی یا زبان ملتی را داشته باشیم.

اوجالان ساوالان


ادامه مطلب...>>>

جمعه 28 اسفند 1394
بؤلوملر : آنا دیلی,

ایجاد هویتی کاذب با جعل تاریخ در ایران

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz


طبیعتاً هویت واقعی هر ملتی را بایستی منسوبیت قومی و تاریخ حقیقی آن ملت شکل دهد. اگر به غیر از آن باشد، افراد هر ملت، تلاشی که در راه اعتلای ملت خود می نمایند در واقع در راه ملتی دیگر کرده اند. چه بسیار افراد وطن دوست و ملی گرایی که در راستای اعتلای ملت خود فداکاری ها کرده اند، اما در واقع به جهت جعل تاریخ و القاء هویتی جعلی، در واقع به بیراهه ای نامربوط سوق داده شده اند. لذا اطلاع دقیق در مورد هویت و تاریخ واقعی خود برای هر شخصی که سعی در انجام چنین فداکاریها در راستای پیشرفت ملت خود دارد، امری ضروری و واجب می باشد.

در کشوری که امروزه ایران می نامیم، کمتر محققان تیزبینی پی به تاریخ حقیقی آن برده اند. زیرا تحت تاثیر بمباران اطلاعاتی غرب و بویژه انگلستان و همدستان این کشور، حتی اکثر محققان کشور هم تحقیقات خود را از روی تاریخسازیهای غرب برای این سرزمین استوار نموده و جعلیات معجون واری را بنام تاریخ ایران شکل داده و به خورد مردم داده اند. بطوریکه تاریخ جعلی ارائه شده، نه سرگذشت و تاریخ مردم ساکن در آن، بلکه تاریخ اقوام دیگری بوده که در راستای طرح استعمارگران غربی و روسیه و نیات پلید آنها در جهت مقاصد استعمارگرانه آنها بنام تاریخ بر مردم منطقه وصله گردید. چنانکه تا آمدن نمایندگان انگلستان به دربار قاجاریه و اقدامات جاسوسان انگلیسی در جهت تاریخسازی برای به اصطلاح ایرانیان هیچ منبع تاریخی این مرز و بوم، از هخامنشی و کوروش نامی نمی برد. براستی نیز با پژوهش های تیزبینانه مشخص می گردد که نه هخامنشیان و نه کوروش هیچ ربطی به مردم فارس و کلاً مردم منطقه ندارد. با اندک تحقیقاتی بر روی زبان پارسی دوره هخامنشی متوجه می شویم که زبان آنها زبانی با ریشه و ساختمان کاملاً متفاوت با زبانهای منطقه و از جمله پهلوی، فارسی (در اصل تاجیکی) و دیگر زبانهای باستانی و فعلی منطقه می باشد. زبانی که کلاً مربوط می شود به خانواده زبانهای اسلاوی که دارای جنس مذکر، مؤنث و خنثی بوده و سه صیغه مفرد، مثنی و جمع و به طور کلی تمام خصوصیات زبانهای اسلاوی را دارد. حتی اسم تابع جنسیت بوده و در حالتهای مختلف فاعلی و مفعولی و اضافی و غیره تغییر می نماید که تماماً منطبق بر زبانهای اسلاوی می باشد. نه تنها زبان تاجیکی در ایران که فارسی می نامیم، حتی هیچ یک از زبانهای رایج در این سرزمین دارای چنین ساختمانی نمی باشد. علاوه براین اسامی و واژه های کلیدی که در پارسی هخامنشی وجود دارد، اسلاوی هستند و اکثرشان در روسی امروزی هم کاربرد دارند. مثلاً می توان به نام خدا “بگ”، گرگ “ووک” و دهها واژه دیگر و بسیاری از فعلها اشاره کرد که با زبانهای اسلاوی یکسان می باشند. اگر کسی شکی می کند به راحتی می تواند حداقل در حد مقدماتی یکی از زبانهای اسلاوی از جمله روسی را یاد بگیرد و واژگان و ساختار زبان پارسی هخامنشی را با آن مقایسه نماید. آنگاه شک و شبهه وی رفع می گردد. 


ادامه مطلب...>>>

پنجشنبه 27 اسفند 1394
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,

" ترکان وحضوری هفت هزار ساله در ایران "

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz




آذربایجان دیاری است که از گهواره های نخستین تمدن بشری بوده و تمدن های درخشانی همزمان و پس از نخست
ین تمدن بشری یعنی سومریان در این خطه شکل گرفته است ، صنعت فلز کاری برای نخستین بار در آذربایجان ابداع و رشد و تکامل یافته است . در کتب تاریخی امروزی نقطه ی شروع تاریخ ایران به اشتباه پس از هخامنشیان در نظر گرفته می شود، در حالی که پیش از هخامنشیان تمدن های درخشانی وجود داشته و کم اهمیت جلوه دادن و جعل وتحریف تاریخ و این تمدن ها صرفا به خاطر غیر ایرانی زبان بودنشان بی انصافی و به دور از اخلاق تاریخ نگاری است ؛ آذربایجان خطه ایست که تمدن های درخشان "هورری" ،"اورارتو" ،"قوتتی"،"لوللوبی"،"آلبانی" و مهمتر از همه" ماننا" که بعدها ماننا-ماد یا ماد کوچک یا ماد آتروپاتن خوانده شد و یکی از درخشان ترین دوره های تاریخی این خطه بوده، در آن شکل گرفته است .

خاورمیانه در طول تاریخ موطن و پذیرای سه گروه قومی التصاقی زبان ، سامی زبان و هند و اروپایی زبان بوده است، در این منطقه ترک زبانان جز گروه قومی اول هستند،زبان های عبری و عربی و آسوری جز شاخه ی دوم و زبانهای پهلوی، فارسی دری، کردی و چندی دیگر جز گروه سوم به شمار می آیند.

اقوام سامی زبان بیشتر در مصر و صحرای عربستان و عراق کنونی پراکنده بودند ، اقوام التصاقی زبان در گذشته در بین النهرین و ایلام و آذربایجان و کردستان کنونی ساکن گشته بودند .اقوام هند و اروپایی زبان هم که از حدود 1000سال پیش از میلاد به ایران وارد شدند در نواحی مرکزی و جنوب شرقی و شرقی ایران مسکون گشتند. دیاکونوف حضور عنصر هند و اروپایی زبان در ایران را 1000 سال قبل از میلاد می داند.(دیاکونوف،تاریخ ماد،ص133)

گروهی اعتقاد دارند که ایران فقط جایگاه اقوام هندواروپایی زبان بوده است و ترک ها پس از سلجوقیان به ایران وارد شده اند و پیش از سلجوقیان در ایران ترک زبانی وجود نداشته است و حتی فرضیه ای مضحک تحت این عنوان که زبان باستانی آذربایجان ترکی نبوده است و مغول ها زبان آذربایجان را که شاخه ای از زبان فارسی دری یا پهلوی بوده است را عوض کرده و زبان ترکی را تحمیل کرده اند ، بیان می کنند که در ادامه مضحک بودن این فرضیه و اینکه زبان این خطه از هزاران سال پیش همان زبانی است که امروزه نیز به آن زبان در این منطقه صحبت می شود را نشان خواهیم داد . احمد کسروی نخستین کسی بود که چنین فرضیه ای را بیان نمود و صد البته با جعل و تحریف و بدخوانی منابع تاریخی سعی در اثبات فرضیه پوچ خود داشت پس از وی نیز شاگردانش طوطی وار سخنان او را تکرار و هیچ مطلب تازه ای را به مستندات وی نیفزودند . در سطور پایانی این نوشته نمونه ای از تحریف های اینگونه افراد آورده شده است وچون پرداختن به همه ی تحریفات و بدخوانی های کسروی وشاگردانش در این مقوله نمی گنجد ما به یک نمونه بسنده کردیم.


آردی وار ( ادامه دارد)

جمعه 21 اسفند 1394
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,

فلسفه ۴ چرشنبه و نو+روز در بین تورکان و انتقال به دیگر ملل

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz



چهار چرشنبه – آب – آتش- باد و خاک ( زمین) یعنی فلسفه «چرشنبه های آخر سال»

میدانیم که از زمانهای دور باور تورکان قام(یکتاپرست) و شامانیستی بر این بود که چهار عنصر آب و آتش و باد و خاک هستند که باعث بیداری طبیعت میشوند.
تورکان آزربایجان چهار هفته قبل از عید، و به مناسبت همین چهار عنصر روزهای چرشنبه یا به “فارسی شده چهارشنبه “را برای اجرای مراسم انتخاب کرده اند.
این مراحل عبارتند از؛

۱) سوچرشنبه سی su çərşənbəsi
۲) اود چرشنبه سی od çərşənbəsi
۳) یئل چرشنبه سی yel çərşənbəsi
۴) توپراق چرشنبه سیtopraq çərşənbəsi

این چهار اصل یعنی آب، حرارت، باد و خاک لازمه بیداری طبیعت اند و اگر یکی از آنها نباشد طبیعت سرسبز نمیشود.

۴ دلیل ساده و واضح که ملت فارس (ایرانی‌ ۰ افغانی تاجیک ) و قومیت کرد این جشن طبیعت را از تورک‌ها بر خود گزیده اند

۱- کلمه عید نوروز خود از نظر علم ادبیات کاملا برای فارس‌ها بیگانه است عید ” یک کلمه عربی‌ هست
در دستور زبان فارسی صفت بعد از اسم میشنید ولی‌ کلمه “نوروز” اینگونه نیست
روز خوب – روز زیبا- روز نو… این ثابت میکند که کلمه نوروز ترجمه شده از زبان دیگر است
ولی‌ در تورکی کاملاً به صورت عکس صفت قبل از اسم میشیند
گوزل گون – ینی گون-

از نظر علم تاریخ هم با نام “ینی گون بایارامی ” ثبت شده که از نظر علم ادبیات اگر به فارسی یا هم خانواده آن کردی ترجمه کنیم میشود نوروز=نو +روز

.
.
.

ادامه مطلب...>>>

پنجشنبه 20 اسفند 1394
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,

تبدیل امپراتوری آزاد ملیتها به زندان ملیت ها

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz




امپراطوری قاجار  که بعد از حرکت مشروطه بصورت امپراتوری فدرال ایالت‌ها, ممالک

محروسه قاجار نام گرفته بود با  انقراضش بدست  کودتا و خیانت  رضا قولدور  یا رضا پالانی

به احمد شاه  و کمک انگلیس‌ها جغرافیای چندین ملیتی  با همان شکل امپراتوری بدست

رضا پالانی افتاد .


امپراطوری قاجار یک جغرافیای سیاسی و‌ امپراتوری تشکیل داده شده  از چندین ملیت و

حتی اقوام مهاجر بود که  افشار‌ها و  صفوی‌ها و   قاجار‌ها تشکیل داده بودند و در طول تاریخ

بعضی‌ از ملت‌ها  با وطن خودشان به این جغرافیایی سیاسی اضافه میشد یا از آن کم شده

ترکیب دولت دیگر یا دولت ملی مستقل می‌گردید مثلا گرجی‌ها -عراقی ها 


تا سال ۱۸۱۳ میلادی آزربایجان بصورت کشوری واحد بر ممالک محروسه قاجار حاکم بود. در

کشور محروسه قاجار که سیستم فدرال سنتی – حاکمیت خانات - بر آن حکم میراند

مملکتی ولیعهد نشین بود  . پس از امضای قراردادهای گلستان و تورکمانچای آزربایجان  به

دو قسمت تقسیم گردید


 آزربایجان جنوبی تا انقراض سلسله قاجار به صورت مملکت خودگردان با

حفظ خاکهای تاریخی خود با۲۸۰- ۳۰۰ هزار کیلومتر مربع مساحت  در ترکیب ممالک

محروسه قاجار به حیات خود ادامه داد،  اما جدا شدن قسمت شمالی آن، ضربه شدیدی بود

بر پیکر آذربایجان کهن و روحیه مردم غیرتمند آن، و همچنین باعث تضعیف نفوذ و موقعیت

تورکها و آذربایجان در ممالک محروسه قاجار شد. سرزمینهای تحت حاکمیت قاجار "ممالک

محروسه قاجار" نامیده میشد و از چهار مملکت مستقل و کاملا خودگردان، آزربایجان؛

خراسان و ... و چند ایالت، گیلان و... تشکیل شده بود.



ادامه مطلب...>>>

پنجشنبه 20 اسفند 1394
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,

Powered by webloger ◄┤