+0
میدانیم که زبان هر ملت، در طول تاریخ، هم به طور طبیعی و بنا بر اقتضای ذات و هم به طور قهری و در نتیجه اتفاقاتى همانند جنگها , مهاجرتها، مرزبندیهای سیاسی استعماری-که باعث دوری اقوام یک ملت از یکدیگر میگردد- عموماً دارای لهجه ها، گویشها و شیوه های متعدد است؛ امّا علیرغم این تنوع، همه این لهجه ها و گویشها و شیوه ها، شاخه های زبان واحدند و از یک آبشخور زبان مادر, تغذیه می کنند؛ مثلاً زبان دیرپا و توانمند ترکی دارای شاخه هاى ترکیه ای، آذربایجانی، خوراسانی، ترکمنی، ازبکی، قزاقی و غیره است. شاخه ترکی آذربایجانی هم دارای لهجه های متعدد است؛ مانند لهجه تبریز، لهجه باکو، لهجه اراک، لهجه همدان، لهجه زنجان. بنابر عللی مشابه با موارد مذکور, موسیقی هر ملت نیز، دارای شاخه هایی متعدد است؛ چنانکه موسیقی اقوام ترک, به شاخه های ترکیه ای، آذربایجانی، ازبکی و غیره منشعب شده است. موسیقی ترکی استان همدان نیز سبکی از موسیقی آذربایجانی است که در عین حال, وجوه مشترک بسیاری نیز با موسیقی اصیل ترکیه دارد. موسیقی ترکی همدان، گرچه از نظر تنوع و تعدد مقامها به پایه برخی از انواع موسیقی ترکی همانند آذربایجانی یا ترکمنی نمی رسد, اصالت و سوز موسیقی ترکی و تکنیک های خاص آن را به نحوی شایسته حفظ کرده است. آشیقهای استان همدان از دیرباز در زنده نگاه داشتن موسیقی ترکی همدان با غیرت و تعصبی تحسین برانگیز کوشیده اند. از جمله آشیق های برجسته روزگار ما استاد حاج حیدر محمودی» و استاد عاشوق مسیح الله رضیایی است که سالیان دراز در حفظ هنر کهن خنیاگری کوشیداند. وجود ایشان گنجینه ای از مقامها و نغمات اصیل ترکی است ؛ گر چه در این ناحیه، نوازندگان زبردست سازهایی همچون چوگور، بالابان، نی ترکی و کمانچه ترکی اندک نیستند. در بین ترکان همدان به غیر از چوگور، سازهایی همچون بالابان، نی فلزی و کمانچه نیز مرسوم است. بیشترین کاربرد موسیقی ترکی همدان در نقل داستان بوده است؛ همچنان که در بین آشیقهای آذربایجان و قشقاییها و بخشیهای ترکمن و ترکان شمال خراسان رایج است. بخش اعظم داستانهای رایج این خطّه، حماسی است (همچون داستان کوراوغلی) و تعدادی داستان عاشقانه ( همچون داستان اصلی و کرم) و معدودی داستان مذهبی (همچون داستان سیدی) رونق بخش محفلها و مراسمها بوده است. به هر حال، آشیقها حتی در نقل داستانهای عاشقانه، هرگز هنر شریف خود را به الفاظ و سخنان رکیک و هزل آلود نیالوده اند. فرج الله خوش قیافه و نبی الله پورکریم (لالجین)، عاشیق عباس ملایری (ملایر) ، محرم جلالی (کرفس رزن)، علی نادری (شراء قهاوند) و عاشیق حیدر محمودی(همدان) ، قادر شهسواری (از اساتید تنبور همدان) و جواد حسینقلی پور از دیگر هنرمندان موسیقی مقامی ترک استان همدان هستند. مردم تُرک استان همدان در طول تاریخ تا به امروز بزرگان بسیاری را در عرصه علوم و معارف و فرهنگ و هنر و سینما و ورزش و …. به جامعه بشری تقدیم کرده اند که هر یک از ایشان در حوزه خود از نوابغ به شمار میروند. به عنوان مثال نابغه تاریخ سینمای ایران یعنی پرویز پرستوئی اهل روستای “چارلی” از توابع شهرستان کبودر اهنگ می باشد که بارها با افتخار به ترک بودن خود و روستای محل تولدش اشاره کرده است. “تختی” بزرگمرد دنیای کشتی نیز شخصیت دیگری است که از میان ما ترک های استان همدان برخاست و در قلبها جاودانه شد. اجداد تختی از ترکهای همدان بودند و تختی نیز به زبان ترکی کاملاً مسلط بودند. یکی از ادبیان و شاعران بنام دنیای ترک “یونس‌ امره‌ ” است که‌ به‌ نظر برخی‌ از محققان‌ تاریخ‌ ادبیات‌ ترکی‌، یونس‌ امره ‌اصالتاً از استان‌ همدان‌ بوده ‌است‌ بعداً به‌ خوی‌ رفته‌ و نزد بابافرج‌ خویی‌ تلمذ کرده‌ و سپس‌ به‌ آناطولی‌ رفته‌ و در شرق کشور ترکیه‌ امروزی‌ سکنی‌ گزیده‌ در آنجا توفان‌ به‌ پاکرده‌ است‌ و در همان‌ جا مدفون‌ است‌. وی‌ با مولانا نیز ملاقاتی‌ داشته‌ است‌. مشاهیر و مفاخر ادبی استان همدان فراوانند و هر کس به نوعی با آنها آشنا است. یکی از ایشان حکیم تیلیم خان شاعر توانای تورکی‌سرا می‌باشد. تیلیم‌خان در بین تورک‌زبانان ساوه، همدان، قزوین و آذربایجان کاملا معروف و آشنا است. حکیم تیلیم‌خان در سالهای ۱۲۰۹-۱۱۳۶ هجری شمسی می‌زیسته است. محل تولد وی روستای « مرغئی » (مراغه) ازمنطقه مزلقان‌چای ساوه می ‌باشد. اشعاربه جا مانده از تیلیم‌خان حاکی از آن است که بیشتر اشعارش دارای مفهوم مذهبی، اجتماعی، سیاسی ، پند و اندرز و حکمت می‌باشد. اشعار و آثار تیلیم‌خان بسیار زیاد بوده ولی متاسفانه در قالب کتاب و دیوان تدوین نشده بود که با تلاش و پیگیریهای ‌محقق محترم آقای اسدالله امیری و با راهنمایی و همکاری آقای دکتر گونئیلی اقدام به گردآوری و چاپ کتاب تیلیم خان با عنوان « حکیم تیلیم‌خان دیوانی » نموده و در دسترس علاقه‌مندان می‌باشد. اما خطراتی زبان و فرهنگ ترکی را در استان همدان تهدید میکند: می گویند هم دلی از هم زبانی بهتر است ولی چه کینم گویا فارسها بازیرکی همدلی و همزبانی را برای خودشان میخواهند. همزبانی خویشی و پیوندی است مرد با نامحرمان چون بندی است ای بسا هندو و ترک همزبان ای بسا دو ترک چون بیگانگان پس زبان محرمی خود دیگرست همدلی از همزبانی بهترست(مولوی) من تورک همدانم . همدان ۸ هزار شهید در ۸ سال دفاع مقدس داده است تا ۱۰ سال پیش همه جا همدان را به عنوان استان تورک می شناختند ولی تا چند سال دیگر فکر می کنم دیگر کمتر تورکی در همدان بماند. تا وقتی که بچه های ما نتوانند کتابهای بزرگانمان را بخوانند دیگر نمی توانیم تورک حسابشان کنیم . چه طور است تا ۵۰ سال در همدان اشعار زیبا و دیوانهای بزرگ به تورکی آفریده میشد ولی الان جوانها حتی ضرب المثل تورکی هم نمی توانند بگویند.و… چرا ما تورکهای همدان باید برویم اشعار امیر خسرو دهلوی در کتب درسی بخوانیم ولی از شاعران برجسته شهرهای خودمان بی خبر باشیم. مثل شیخ موسی نثری کبودراهنگی و غلامرضا بهاری و….حداقل تا جایی که من پیشینه همدان را می شناسم تمام بزرگان و علمای دینی همدان تورک بودند. و نوشته های تورکی و فارسی دارند. از سید جمال اسد آبادی گرفته تا ملا حستقلی شوندی و ملاعلی معصومی و آیت اله نوری همدانی و شیخ محمد بهاری. خلاصه بگویم من زبان فارسی و وطنم ایران را دوست دارم تاجایی که هویت و فرهنگ خودم سرکوب نشود. (مصطفی نوروزی) اولین خطری که زبان تورکی را تهدید می کند فراموش این زبان در میان نسل جدید علی الخصوص در متولدین بعد از سال ۱۳۷۰ می باشد گرچه قبل از آن تاریخ هم این خطر وجود داشت ولی از این سال به بعد این اضمحلال شدت بیشتری پیدا کرده حتی به روستا ها هم کشیده شده است جایگزین کردن زبان فارسی به جای زبان مادری در میان کردهای این شهرها هم وجود دارد گرچه سرعت آن نسبت به ما تورکها کم تر است و آنها بیشتر از ما تورکها به زبان مادری خود وفادارند. دومین خطر موسیقی غیر ترکی (کردی و….) است که در تمامی عروسی ها دسته های موزیک از کرمانشاه سنندج یا …..دعوت می کنند و در عروسی ها فقط به موسیقی غیر تورکی (از جمله کردی و فارسی و جاز و… ) اهنگ می زنند و حتی دیده شده نوازنده ترک خاکریزی و خواننده ترک آجینی در عروسی یک فامیل ترک به نواختن آهنگ هایی می پردازند که نه خواننده از آن چیزی متوجه می شود نه شنونده حتی یکی از ترک های ما گروه موسیقی و رقص کردی!!!!!! تشکیل داده و در گنجنامه همدان و جاهای دیگر برنامه اجرا کرده اند. و حالا چرا موسیقی کردی نواخته می شود چون رقصها و پایکوبی های قدیمی ما ترکان شبیه به کردی هستند تفاوت انها در ریتم ملایم رقصهای سنتی ما و ریتم تند کردی است رقص های تورک های اسدآباد دقیقا شبیه به رقص های مناطق مرکزی و شرق ترکیه است که اصالتا از ترکمانان هستند و امروزه هم در کانال های ترکیه آن رقص ها نمایش داده می شود و در منطقه ما فراموش شده است و ما هم اصالتا از ترکمانان هستیم چون دیگر نوازنده سنتی و دهل زن قدیمی وجود ندارد. حال چه کار باید کرد تا روند آسیملاسیون سازی را متوقف کرد تاریخ باشکوه ترکان را مطالعه کنیم و در هر جمعی از آن یاد کنیم و همه را به تاریخ خود آگاه کنیم مخصوصا نسل جوان را آگاه سازیم شب شعر های ترکی راه بیاندازیم شعرای ترک زبان از شهرهای اطراف را دعوت کنیم . سعی کنیم در مراسم عروسی هایمان از موسیقی ترکی استفاده کنیم یا الاقل خواننده را مجبور کنیم اگر آهنگ کردی می نوازد ترانه را به زبان ترکی بخواند چندین بار دیده ام که بعضی از خواننده ها این کار را می کنند. البته از آهنگ های ترکیه ای استفاده می کنند که باز هم بد نیست و می توان آنها را تشویق کرد و در این مواقع شاباش های بیشتری داد. از موسیقی عاشیقی هم استفاده کنیم متاسفانه دیگر عاشیق محلی دربعضی شهرها نداریم. باید از همدان و جاهای دیگر بیاوریم تا داستانهای شیرین ترکی را نسل جوان و نوجوانمان بشنوند و استفاده کنند. در عزاداری هایمان از مداحان ترکی گو استفاده کنم و آنها را تشویق به خواندن مداحی ترکی نماییم که بسیار هم جانسوز است. در ایام عزاداری اباعبدالله نوحه های ترکی بخوانیم علی الخصوص در مساجد مخصوصا درمحله هایی که جمعیت آن یکدست ترک زبان هستند. سعی کنیم نوشتن ترکی را بیاموزیم و آن را به دیگران یاد بدهیم در این زمینه اینترنت می تواند کمک زیادی بکند . پیام های کوتاه یا اس. ام. اس هایمان را به زبان ترکی بنویسیم تبریک اعیاد یا تسلیت ایام را به ترکی بنویسیم. حتی الامکان از میان ترک زبانان همسر انتخاب کنیم تا مجبور نباشیم در محیط خانه هم غیر از زبان مادری صحبت کنیم. درپایان سخنانی از دکتر حسن محمدزاده صدیق را از مصاحبه با هفته‌نامه‌ «سینا»- همدان آذربایجان، شماره‌ ۱۳۸۰،انتخاب کردیم امید که مورد توجه قرار گیرد: سعی‌ کنید در دو زمینه‌ی‌ اصلی‌ نیز کار کنید. یکی‌ گردآوری‌ فولکلور و ادبیات‌ شفاهی‌ ترکی‌ در همدان‌ و اطراف‌ آن‌ اعم‌ از داستانها، افسانه‌ها و میت‌ها – که‌ داخل‌ در بحث‌ میتولوژی‌ است‌ – ضرب‌ المثل‌ها، ترانه‌های‌ عامیانه‌، لطیفه‌ها، بایاتی‌ها، قوشمه‌ها، اشعار عاشیقی‌ و نمونه‌های‌ دیگر فولکلور است. و دیگر اینکه من‌ توصیه‌ می‌کنم‌ که‌ به‌آثار ادبیات‌ مکتوب‌ ترکی‌ و تاریخ‌ ادبیات‌ ترکی‌ ایرانی‌ با تکیه‌ بر آثاری‌ که‌ در استان‌همدان‌ خلق‌ شده‌ است‌ اختصاص‌ دهید. حالا انشاءا… که‌ وزارت‌ علوم‌ به‌ این‌ شناخت ‌و باور برسد که‌ باید به‌ فرهنگ های‌ موجود در کشور اهمیت‌ داد و اعتنا کرد و تدریس ‌زبان‌ و ادبیات‌ ترکی‌ را در مقاطع‌ لیسانس‌ و فوق لیسانس‌ و مقاطع‌ بالاتر بگنجاند. البته‌ تا مسئولان‌ به‌ این‌ طرز تفکر برسند، من‌ توصیه‌ام‌ به‌ جوانان‌ و دانشجویان‌ ترک‌ زبان‌ دانشگاه‌ بوعلی‌ سینا این‌ است‌ که‌ سعی‌ کنند ۲ واحد زبان‌ و ادبیات‌ ترکی‌ را که‌ در سال‌۱۳۶۹ به‌ امضا شورای‌ عالی‌ برنامه‌ریزی‌ وزارت‌ علوم‌ رسیده‌ است‌، حتی‌ بصورت‌ فوق برنامه‌ و با نظارت‌ امور فرهنگی‌ فوق برنامه‌ دانشگاه‌ بگذرانند. بنده‌ از همین‌ جا به‌ مسئولان‌ دانشگاه‌ بوعلی‌ سینا توصیه‌ می‌کنم‌ که‌ به‌ این‌ مسئله‌ بها بدهند و دانشجویانی ‌را که‌ آستینها را بالا زدنده‌اند و با عشق‌ و انگیزه‌ در این‌ راه‌ می‌کوشند از خود طرد نکنند. مسئول‌ و مدیری‌ که‌ به‌ دانشجویی‌ در برابر مطالبات‌ فرهنگی‌ او «نه‌» می‌گوید، نزد من ‌فاقد احترام‌ است‌. مسئولان‌ باید به‌ ارزشهای‌ انقلاب‌ اسلامی‌ توجه‌ کنند. اکنون‌ دفاع‌ از کیان‌ زبان‌ و ادبیات‌ ترکی‌ اسلامی‌ در جمهوری‌ اسلامی‌ یک‌ ارزش‌ است‌، یک‌ ارزش ‌اسلامی‌ – انقلابی‌ است‌ که‌ ریشه‌ در باورهای‌ ما و عواطف‌ و احساسات‌ جوانان‌ و ترک ‌زبانهای‌ ایران‌ اسلامی‌ ما دارد. همدان، هم از نظر زبانی و فرهنگی و هم از نظر جفرافیایی، جزء سرزمین بهم پیوسته آذربایجان تاریخی است. زبان اکثریت مردم استان همدان ترکی است، گرچه بعضی ها می خواهند این مسئله را کتمان کنند و حتی دست در آماری که خود دولت در اواخر سال ۸۹ گرفته برده اند، اما در تاریخ بلعمی که در سال حدود ۳۵۰ هجری قمری و به فارسی دری نوشته شده و خود ترجمه تاریخ طبری و اضافاتی بر آن است که حدود ۱۰۰ سال قبل از آن و حدود ۲۵۰ هجری قمری و به عربی نوشته شده در مورد محدوده آذربایجان چنین آمده است : ” از همدان در گیرند، به ابهَر و زنجان بیرون شوند تا به دربند خزَران ، و در این بین هر چه شهر باشد همه را آذربایجان گویند ” یعنی محدوده آذربایجان حدود ۱۱۰۰ سال پیش از همدان و زنجان و تبریز تا شمال شرق باکو و دربند در جمهوری خود مختار داغستان امروز ادامه داشته است .
آچار سؤزلر : فرهنگ,