+0

چهار چرشنبه – آب – آتش- باد و خاک ( زمین) یعنی فلسفه «چرشنبه های آخر سال»

میدانیم که از زمانهای دور باور تورکان قام(یکتاپرست) و شامانیستی بر این بود که چهار عنصر آب و آتش و باد و خاک هستند که باعث بیداری طبیعت میشوند.
تورکان آزربایجان چهار هفته قبل از عید، و به مناسبت همین چهار عنصر روزهای چرشنبه یا به “فارسی شده چهارشنبه “را برای اجرای مراسم انتخاب کرده اند.
این مراحل عبارتند از؛

۱) سوچرشنبه سی su çərşənbəsi
۲) اود چرشنبه سی od çərşənbəsi
۳) یئل چرشنبه سی yel çərşənbəsi
۴) توپراق چرشنبه سیtopraq çərşənbəsi

این چهار اصل یعنی آب، حرارت، باد و خاک لازمه بیداری طبیعت اند و اگر یکی از آنها نباشد طبیعت سرسبز نمیشود.

۴ دلیل ساده و واضح که ملت فارس (ایرانی‌ ۰ افغانی تاجیک ) و قومیت کرد این جشن طبیعت را از تورک‌ها بر خود گزیده اند

۱- کلمه عید نوروز خود از نظر علم ادبیات کاملا برای فارس‌ها بیگانه است عید ” یک کلمه عربی‌ هست
در دستور زبان فارسی صفت بعد از اسم میشنید ولی‌ کلمه “نوروز” اینگونه نیست
روز خوب – روز زیبا- روز نو… این ثابت میکند که کلمه نوروز ترجمه شده از زبان دیگر است
ولی‌ در تورکی کاملاً به صورت عکس صفت قبل از اسم میشیند
گوزل گون – ینی گون-

از نظر علم تاریخ هم با نام “ینی گون بایارامی ” ثبت شده که از نظر علم ادبیات اگر به فارسی یا هم خانواده آن کردی ترجمه کنیم میشود نوروز=نو +روز

همانطور که می‌دانیم فارسی زبان عقیم و ضعیفی است. حتی به نقل سازمان زبان شناسی‌ یونسکو فارسی به عنوان سی‌ سومین لهجه زبان عربی‌ محسوب میشود .
بیشتر کلمات فارسی عربیست و جایگزین فارسی ندارد کلمه جانشین” عید ” که یک کلمه عربی‌ هست در فارسی نیست.

حتی پان ایرنیستها در دهه ۱۳۴۰-۵۰ خواستند کلمه ” عید “را با کلمه “جشن” عوض کنند ولی‌ دیددند که کلمه” جشن” هم نمی‌تواند جایگزینی برای کلمه” عید” کنند جالب است بدانیم که کلمه جشن هم ریشه تورکی دارد (فرهنگ سنگلاخ )

۲-از نظر تاریخی‌ می‌دانیم که این عید ملی‌ “اغوز بایرامی” یا “ارگنگون بایرامی ” یا “یاز بهار بایرامی”توسط ملک شاه سلجوقی امپرطور بزرگ تورک حاکم بر جغرافیای توران و جغرافیایی امروزی موسوم به ایران و‌ فارسستان (قسمت‌های فارس نشین فارس ایران و تاجیکستان و افغانستان ) به صورت عید ملی‌ رسمی‌ در تاریخ ثبت شده است . سلجوقیان از جمله امپراطور‌هایی‌ تورک بودند که به جغرافیایی امروزی ایران و فارسستان حکومت کرده اند.

۳-از نظر علم تاریخ, تورک ها از هزاران سال پیش تا به امروز که ۷ کشور مستقل تورک دارند,  بصورت رسمی‌ عید ملی‌ “ینی گون بایارامی “یا “اغوز بایرامی” یا “ارگنگون بایرامی ” یا “یاز- بهار بایرامی” را به بهترین نحو ممکنو بسیار مفصل و کامل تر جشن میگیرند.
ایرانیان طبق عادت جعل کنی‌, ادعا می‌کننداین عید ملی‌ ایرانیان است ایرانیان این جشن را به کشور‌های مجاور انتقال دادند .اگر فرض کنیم که این عید ملی‌ ایرانیان یا همان فارس‌ها است  
انوقت باید سوالهای ساده پاسخ منطقی‌ و قانع کننده داده شود .

الف : زمانی‌ یک ملت میتواند زبان و فرهنگ خود را به ملل دیگر انتقال دهد که بر  ملل دیگر و سرزمین آنها و تمامی‌ داشته های فرهنگی آنها حکم براند, فارس یا” ایرانیان” جز ۸۸ سال اخیر که بکمک انگلیس بر جغرافیایی ممالک مهروسه قاجار آورده شده و تمامی‌ ممالک از جمله آزربایجان جنوبی زیر اشغال فارس‌ها با نام” ایران” رفته , دیگر کی‌ چه  زمانی‌ و کدام تاریخ ! بر تورک‌ها حکومت کرده اند ؟
باید پرسید !کی‌ فارس‌ها بر ترکیه ؟ کی‌ بر ازبکستان ؟ کی‌ بر تورکمنستان شمالی ؟ کی‌ بر قرقیزستان ؟ کی‌ بر قزاقستان ؟ کی‌ بر اویغورستان( تحت اشغال امروزی چین) ؟ حکومت کرده اند که بتوانند این فرهنگ به آنها انتقال دهند ؟

ب: برای انتقال فرهنگ غالب اشغالگر با تاکتیکها وسیاست‌های بلند مدت ملل دیگررا آسیملاسیون می‌کنند,  طی‌ ۸۸ سال حاکمیت فارس بر این جغرافیا با تکنیک رسانه‌‌ ی مدرن نتوانسته اند ملل غیر فارس تحت اشغال ایران را از نظر هویت و فرهنگی‌ نابود کنند ! نمونه ا‌ش آزربایجان جنوبی و ملل غیر فارس تحت اشغال ایران است که طی‌ ۸۸ سال حاکمیت فارس بر این جغرافیا  نتوانسته آسیملاسیون ایرانی‌ را در مناطق غیر فارس با تکنیک رسانه‌‌ ی مدرن وحتی با دیکتاتوری و خونریزی مطلق تمام سازد.
این ۲ روش در دنیا هم کار ساز نبوده و نیست ,نمونه‌های بارز مثل کاتالون‌ها در اسپانیا, تورک‌های تاتار در اکراین, تورک‌های اویغور در چین , ….
حالاباید پرسید !
ایرانیان با روش اشغال نظامی و‌ اجبار و تحمیل کردن زبان و هویت ایرانی,و با بخدمت گرفتن مدارس و علم در راستای نژاد پرستی و پان فرسیستی , علیه ملل غیر فارس  جنایات بزرگی کرده ولی‌ نتوانسته جز عده معدودی را از فرهنگ و هویت اصلی‌ جدا کند حالا دوباره مثل همیشه ادعای مضحکی مانند دیگر دروغ‌های شاخ در  از نوع هخامنشی‌ها می‌شنویم که گویا این عید ملی ایرانیان با جمعیت ۹۰ میلیونی فارس   است و آنها این عید را  به ۳۸۰ میلیون تورکان داده اند. گویا در هزاران سال قبل که نه تلوزیونی ,نه اینترنتی, نه رادیو و رسانه ای موجود بوده  این فرهنگ بزرگ را بطور یکسان به میلیون‌ها تورک انتقال داده است .

امروز میبینیم عربهای الاحواز تحت اشغال ایران مثل سایر عربها این عید را,عید نمیگیرند اگر این دو روش کار ساز بود چرا عربها یا بلوچ‌ها از این عید هیچ اثری در فرهنگشان نیست ؟
۴۰ درصد ایران سنّی هستند و از نظر دین با فارسها متفاوتند و ملّیت ۷۳ درصد جمعیت این جغرافیا ,غیر فارس و غیر ایرانی‌ هستند.آیا ایرانیان طی‌ ۸۸ سالتوانستند,با جنایت ضدّ بشری, با میلیون‌ها هزینه و سرمایه گذاری برای فارس کردن وهمدین و هم مذهب کردن ملل غیر فارس, از نظر زبان و از نظر فرهنگ آنها‌را همانند یک فارس آسیمیله کنند؟

۴- امروز اگر عید ملی‌ “ینی گون بایارامی ” ملت تورک ,در جغرافیا‌های مختلف بنگریم ,همخوانی و یکنواختی را به وضوح خواهیم دید و افزون بر این, مراسم و آداب رسوم عید در تورکان بسیار وسیع تر و گسترده تر از مراسم و باور های عید نوروز نزد فارس‌ها خواهیم دید.
مثلا در آزربایجان مراسم حاصل شده از این باور‌ها برای عید چهارشنبه (که از عقاید شامانیست, دین قدیم تورکان حاصل میشود ) با مراسم چهارشنبه و باور‌های آن نزد ایرانیان قابل قیاس نیست.
تورک‌های آزربایجان یک ماه مانده به سال جدید اغوز (ینی گون یا نوروز) به استقبال سال جدید رفته و بطور رسمی‌ ,رسوم مختلف را بجا میاورند . مراسم چهارشنبه آخر و باور‌های آن نزد ایرانیان که فقط جزئی از مراسم ” چهار “چهارشنبه تورک‌ها است .با اندکی دقت میفهمیم که مراسم عید چهارشنبه نزد فارس‌ها ,تنهایک گوشه‌ای از رسوم و باور‌ها در آزربایجان و ملت تورک به چهارشنبه سوری است. 
در آزربایجان” چهار “چهارشنبه جشن گرفته میشود طبق عقاید شامان‌ها چرشنبه آب -چرشنبه خاک-چرشنبه آتش – چرشنبه باد , گرامی داشته شده و مراسم مخصوص آن در جای جای آزربایجان با اندکی‌ تغییر قابل رویت است.

بسیاری از رسوم دیگر که از حوصله این مقاله کوتاه خارج بوده و از نظر تاریخی‌ در ایرانیان دیده نشده و ایرانیان آن مراسم را نمیشناسند ولی‌ در آزربایجان و دیگر کشور‌های توران بصورت کامل برپا میشود.
از عهد باستان در مناطق مختلف آذربایجان به سفره (یئددی سین) (باجا قاباغی بزمک) میگفتند لازم به ذکر است در گذشته خانه های نیاکان ما دارای یک پنجره مخصوص بود که به آن باجا میگفتند. و چون نیاکاکان ما بر این اعتقاد بودند که در عید نوروز روح اجداد ما به خانه های خود سرکشی میکنند و از طریق باجا وارد خانه میشوند این سفره را در مقابل همابل همان باجا پهن میکردند و انواع خوراکیها را که هر یک نماد و سنبلی از موضوعات مرتبط با زندگی است در آنجا قرار داده اند که روح اجدادشان با دیدن آنها راضی و خشنود گردد پس با سعی و کوشش فراوان در جهت تزیین هرچه بهتر سفره برمی آمدند بلکه هرچه بیشتر روح اجدادشان را خشنود و راضی میساختندکه زندگی فرزندانشان در رفاه و آسایش میگذرد و از طرف دیگر این محصولات غذایی را که هریک به نحوی در زندگی انسان دارای نقش عمده ایی بودند مورد تقدس قرار دهند که هر یک از این سین‌ها بعنوان رمز و سمبلی در زندگی انسان عبارتند از :

۱.سو: که این مایه حیات بعنوان رمز و بقای زندگی انسان بشمار میرود و زندگی انسان بدون وجود آن امکانپذیر نیست و در گذشته های دور در میان تورکان حتی مورد پرستش قرار میگرفت و بدین جهت یئددی سین دارای جایگاه ویژه ایی است و تورکها همیشه آنرا ارج میگذارند چرا که رکن حیات آدمی ایت.

۲.سمنی: هرچند امروزه بعنوان حلوای خوشمزه و خوردنی بشمار میرود باید گفت که در اصل این کلمه با ماده اولیه آن اطلاق میشده است یعنی (سبزی) که نماد و سمبل تجدید حیات در زندگی است یعنی در واقع در گذشته های دور سمنی به سبزی گفته میشد ولی بعدها با فراموش کردن اصل لغت و معنی اولیه آن با آن نوعی خوردنی تغییر نام یافته است که حتی این موضوع را میتوان در این شعر مشاهده کرد که زنان هنگام پختن سمنی دسته جمعی آنرا می سرایند:

سمنی ساخلا منی
ایلده گویرده رم سنی
سمنی آل منی
هر یازدا یادا سال منی
و یا در شعر ذیل:
سمنی سازانا گلمیشم اوزانا اوزانا گلمیشم
سن گلنده یاز اولور
یاز اولور آواز اولور
با توجه به معنی (گویرده رم) یعنی سبز میکنم میفهمیم که سمنی همان سبزی نماد و سمبل تجدید حیات است که فارسها سبزی را جایگزین آن کرده اند و خود سمنی را در معنی خوردنی و شیرینی بکار میبردند باید گفت امروز در آذربایجان شمالی کلمه سمنی با حفظ معنی اصیل خود یعنی سبزی در زبان مردم رایج است.
۳.سریمساق: که بعنوان رمز سلامت انسان میشود و از گذشته های دور به فواید مختلف آن تاکید بسیاری شده است.
۴.سوجوق: که بعنوان سمبل و رمز شیرین زندگی است که از عهد باستان بعنوان یکی از لذیذترین و خوشمزه ترین شیرینیها در آذربایجان بوده است و هنوز هم رایج است.
۵.سونبول: رمز و نماد برکت زندگی است و در واقع سونبول که همان گندم باشد و ماده اصلی نان است در زندگی انسان نقش اساسی ایفا میکند و به همراه سو دو عنصر اصلی و اساسی حیات انسان هستند که متاسفانه فارسها این رکن اساسی را نیز بسان سو از سفره یئددی سین حذف کرده اند یعنی در واقع به جهت نبود معادل آن سین دیگری را جایگزین کرده اند.
۶.سوماق: که بعنوان سمبل و رمز مزه و طعم زندگی محسوب میشود.
۷.سیرکه(سرکه): بعنوان رمز و سمبل برطرف کننده مزاج بد بدن انسان است. لازم است اشاره کنیم که عدد هفت در میان ما تورکان دارای جایگاه ویژه ایی است و کلا باید گفت که این عدد را برای اولین بار سومئرها یعنی نیاکان ما تورکها ابداع کردند که به مرور زمان در میان ملل نیز برای خود جای باز کرده است و نیز لازم بذکر است که در گذشته های دور به عید نوروز در میان تورکان (یئنی گون) میگفتند و این موضوع را آشکارا میتوان در کتاب دیوان لغات التورک محمد کاشغری که هزار سال پیش نوشته شده است مشاهده کرد که به مرور زمان به نوروز تغییر نام یافته است.

علی‌ هدفی‌ -قزوین بهار ۱۳۹۳


آچار سؤزلر : سو چرشنبه سی, اود چرشنبه سی, یئل چرشنبه سی, توپراق چرشنبه سی, چرشنبه های آخر سال, عید نوروز, بایرام, تورکان قام,