پـاسلانمیشـ اینسانـ

زنگان تورکـ،Zəngan Türk

قومیتگرائی افراطی فارسی و مراسم کتاب‌سوزی ٢٦ آذر سال ١٣٢٥ در آزربایجان

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz



مئهران باهارلی

آئینهای کتاب‌سوزی در تاریخ

کتاب‌سوزی نابود کردن کتاب و دیگر مکتوبات به وسیله آتش (در فرم جدید آن خمیر و یا رنده کردن کتب، مکتوبات، اسناد صوتی، نوارهای ویدئوئی، سی‌دی‌ها، دی‌وی‌دی‌ها، چپیسها، دیسک و دیسکتها، حافظه‌ها و ...) است. این عمل که معمولا به طور علنی و در حین مراسم و یا آئینهای خاص و در موارد نادری مانند نمونه اتحاد شوروی و دیگر نظامهای کمونیستی به طور پنهانی انجام می‌شود، عموما دارای انگیزه‌های سیاسی، دینی، اخلاقی، ایدئولوژیک، دیگرهراسی، نوهراسی و محافظه‌کاری افراطی است. از برجسته‌ترین نمونه‌های کتاب‌سوزی در تاریخ، سنت سوزانیدن مکتوبات دین موسوی و کتابهای یهودیت است که نخستین نمونه‌های آن مربوط به شاهان سلسله سلوکیان (شاه یهواکیم و سپس آنتیوخوس پنجم در سال ١٦٨ قبل از میلاد در اورشلیم) می‌باشد. در اروپای قرون وسطی نخستین بار پاپ جرج (گرگور) نهم امر به آتش زدن کتابهای یهودیان در پاریس داد که منجر به سوزاندن بیش از ١٢٠٠٠ هزار نسخه تلمود شد. این سنت بعدها به وسیله پاپهای بعدی (اینوسنت چهارم، کلمنت چهارم، ژان بیست و دوم، پل چهارم، پیوس پنجم، کلمنت هشتم، ...) ادامه داده شد. زیرا کلیسا و دولتهای مسیحی کتب موسوی و بویژه تلمود را کتبی مضر و توهین‌آمیز به تعلیمات مسیح می‌دانستند. در تاریخ جدید اروپا، کتابسوزان شب ۱۱ مه ۱۹٣٣ توسط نازیهای آلمان نیز کتب موسوی-یهودی را هدف قرار داده بود. در این شب نازیها به کتابخانه‌ها و کتاب‌فروشی‌های سراسر آلمان حمله کردند و بیش از ۲۵هزار جلد کتاب را که به نظرشان در تضاد با ایدئولوژی حزب نازی بود، از جمله آثار نویسندگان و دانشمندان یهودی چون اینشتین و فروید را جمع‌آورده و یکجا طی مراسمی رسمی سوزاندند. این کمپین کتاب‌سوزی یک اقدام دولتی و وزیر تبلیغات آلمان نازی برگزار کننده آن بود. کوره‌های کتاب‌سوزی در کشور آفریقای جنوبی نمونه دیگری مربوط به کتابسوزانی در دوران معاصر است. از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۷۱ میلادی، هزاران جلد کتاب و سایر مکتوبات در موضوعات مختلفی مانند سیاست، ادبیات کلاسیک و مسائل قومی از کتابخانه‌های عمومی و خصوصی آفریقای جنوبی توسط دولت این کشور جمع‌آوری و در کوره‌های کتابسوزی سوزانده شدند. از آخرین نمونه‌های کتاب‌سوزی در دهه‌های اخیر، سوزانیدن کتاب‌ها در افغانستان توسط نیروهای پشتون طالبان و دیگر کتاب‌سوزیها توسط اسلامیستها؛ تخریب و آتش ‌زدن کتابخانه ملی سارایوو در بوسنی بدست نیروهای صرب و سوزانیدن قران توسط افراطیون مسیحی در آمریکا را می‌توان نام برد.
 
.
.
.

ادامه مطلب...>>>>>

یکشنبه 24 دی 1396
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,

ریشه نام آزربایجان وطن هزاران ساله تورک‌های آز با اسناد تاریخی‌

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz



نویسنده: پروفسور فریدون آغاسی اوغلو


مترجم: کیومرث اسلامی



قابل توجه تاریخ نویسان(نه تاریخدانان) که هر روز با نوشتن داستانهایی سعی در جعل و تحریف تاریخ مردم منطقه بخصوص تورکهای آزر دارند.  این جاعلان تاریخ بدانند که دیگر تاریخ انقضای داستانهایی که برای مردم می نویسند، گذشته است. دوستان، مقاله زیر که با دهها منابع معتبر دنیا نوشته شده است، سعی در بیان حقاق تاریخ آزربایجان دارد. این منابع قطره ای از دریای منابع تاریخی است که حکایت از قدمت هزاران ساله تورکهای آز در سرزمین آزربایجان دارد.

مطالب زیر از سری مجموعه مقالات پروفسور فریدون آغاسی اوغلی ترجمه و خلاصه نویسی شده است.(سخن مترجم)

«آزربایجان از دیرباز سرزمین تورک ها بوده است»(ابن هشام)

اسم سرزمین آزربایجان (Az-ər-bay-can):

اسم قوم آز (AZ) در منابع تاریخی:

قوم Az(As)، از اقوام ملت  بزرگ تورک  که دارای جمعیت خیلی زیادی نیز بود، می باشد. Aziya// Asiya ، نوع تلفظ ” آس” نیز مثل “آز” بطور گسترده‌ای پخش شده است. سبب همچین گسترشی، از شرق آسیا گرفته تا مرکز اروپا، حرکت و مهاجرت قوم az//as از 3تا4 هزار سال پیش از آزربایجان قدیم به طرف سرزمینهای غرب، شمال و شرق می باشد. در ادامه خواهیم دید که آثار و منابع تاریخی نشان از قدمت بیش از 3هزار ساله نام سرزمین آزربایجان در منطقه می باشد همچنین منابع، نشان از مهاجرت مردم ” آز ” از قفقاز به طرف مرکز اروپا و شمال آن همچنین مهاجرت آنها به آسیای مرکزی در 3 تا 4هزار سال پیش می باشند( نظریه ساختگی مهاجرت تورکها از آسیای مرکزی رد می شود)......



ادامه مطلب...>>>>

یکشنبه 17 دی 1396
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,

" ترکان وحضوری هفت هزار ساله در ایران "

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz




آذربایجان دیاری است که از گهواره های نخستین تمدن بشری بوده و تمدن های درخشانی همزمان و پس از نخست
ین تمدن بشری یعنی سومریان در این خطه شکل گرفته است ، صنعت فلز کاری برای نخستین بار در آذربایجان ابداع و رشد و تکامل یافته است . در کتب تاریخی امروزی نقطه ی شروع تاریخ ایران به اشتباه پس از هخامنشیان در نظر گرفته می شود، در حالی که پیش از هخامنشیان تمدن های درخشانی وجود داشته و کم اهمیت جلوه دادن و جعل وتحریف تاریخ و این تمدن ها صرفا به خاطر غیر ایرانی زبان بودنشان بی انصافی و به دور از اخلاق تاریخ نگاری است ؛ آذربایجان خطه ایست که تمدن های درخشان "هورری" ،"اورارتو" ،"قوتتی"،"لوللوبی"،"آلبانی" و مهمتر از همه" ماننا" که بعدها ماننا-ماد یا ماد کوچک یا ماد آتروپاتن خوانده شد و یکی از درخشان ترین دوره های تاریخی این خطه بوده، در آن شکل گرفته است .

خاورمیانه در طول تاریخ موطن و پذیرای سه گروه قومی التصاقی زبان ، سامی زبان و هند و اروپایی زبان بوده است، در این منطقه ترک زبانان جز گروه قومی اول هستند،زبان های عبری و عربی و آسوری جز شاخه ی دوم و زبانهای پهلوی، فارسی دری، کردی و چندی دیگر جز گروه سوم به شمار می آیند.

اقوام سامی زبان بیشتر در مصر و صحرای عربستان و عراق کنونی پراکنده بودند ، اقوام التصاقی زبان در گذشته در بین النهرین و ایلام و آذربایجان و کردستان کنونی ساکن گشته بودند .اقوام هند و اروپایی زبان هم که از حدود 1000سال پیش از میلاد به ایران وارد شدند در نواحی مرکزی و جنوب شرقی و شرقی ایران مسکون گشتند. دیاکونوف حضور عنصر هند و اروپایی زبان در ایران را 1000 سال قبل از میلاد می داند.(دیاکونوف،تاریخ ماد،ص133)

گروهی اعتقاد دارند که ایران فقط جایگاه اقوام هندواروپایی زبان بوده است و ترک ها پس از سلجوقیان به ایران وارد شده اند و پیش از سلجوقیان در ایران ترک زبانی وجود نداشته است و حتی فرضیه ای مضحک تحت این عنوان که زبان باستانی آذربایجان ترکی نبوده است و مغول ها زبان آذربایجان را که شاخه ای از زبان فارسی دری یا پهلوی بوده است را عوض کرده و زبان ترکی را تحمیل کرده اند ، بیان می کنند که در ادامه مضحک بودن این فرضیه و اینکه زبان این خطه از هزاران سال پیش همان زبانی است که امروزه نیز به آن زبان در این منطقه صحبت می شود را نشان خواهیم داد . احمد کسروی نخستین کسی بود که چنین فرضیه ای را بیان نمود و صد البته با جعل و تحریف و بدخوانی منابع تاریخی سعی در اثبات فرضیه پوچ خود داشت پس از وی نیز شاگردانش طوطی وار سخنان او را تکرار و هیچ مطلب تازه ای را به مستندات وی نیفزودند . در سطور پایانی این نوشته نمونه ای از تحریف های اینگونه افراد آورده شده است وچون پرداختن به همه ی تحریفات و بدخوانی های کسروی وشاگردانش در این مقوله نمی گنجد ما به یک نمونه بسنده کردیم.


آردی وار ( ادامه دارد)

جمعه 21 اسفند 1394
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,

تبدیل امپراتوری آزاد ملیتها به زندان ملیت ها

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz




امپراطوری قاجار  که بعد از حرکت مشروطه بصورت امپراتوری فدرال ایالت‌ها, ممالک

محروسه قاجار نام گرفته بود با  انقراضش بدست  کودتا و خیانت  رضا قولدور  یا رضا پالانی

به احمد شاه  و کمک انگلیس‌ها جغرافیای چندین ملیتی  با همان شکل امپراتوری بدست

رضا پالانی افتاد .


امپراطوری قاجار یک جغرافیای سیاسی و‌ امپراتوری تشکیل داده شده  از چندین ملیت و

حتی اقوام مهاجر بود که  افشار‌ها و  صفوی‌ها و   قاجار‌ها تشکیل داده بودند و در طول تاریخ

بعضی‌ از ملت‌ها  با وطن خودشان به این جغرافیایی سیاسی اضافه میشد یا از آن کم شده

ترکیب دولت دیگر یا دولت ملی مستقل می‌گردید مثلا گرجی‌ها -عراقی ها 


تا سال ۱۸۱۳ میلادی آزربایجان بصورت کشوری واحد بر ممالک محروسه قاجار حاکم بود. در

کشور محروسه قاجار که سیستم فدرال سنتی – حاکمیت خانات - بر آن حکم میراند

مملکتی ولیعهد نشین بود  . پس از امضای قراردادهای گلستان و تورکمانچای آزربایجان  به

دو قسمت تقسیم گردید


 آزربایجان جنوبی تا انقراض سلسله قاجار به صورت مملکت خودگردان با

حفظ خاکهای تاریخی خود با۲۸۰- ۳۰۰ هزار کیلومتر مربع مساحت  در ترکیب ممالک

محروسه قاجار به حیات خود ادامه داد،  اما جدا شدن قسمت شمالی آن، ضربه شدیدی بود

بر پیکر آذربایجان کهن و روحیه مردم غیرتمند آن، و همچنین باعث تضعیف نفوذ و موقعیت

تورکها و آذربایجان در ممالک محروسه قاجار شد. سرزمینهای تحت حاکمیت قاجار "ممالک

محروسه قاجار" نامیده میشد و از چهار مملکت مستقل و کاملا خودگردان، آزربایجان؛

خراسان و ... و چند ایالت، گیلان و... تشکیل شده بود.



ادامه مطلب...>>>

پنجشنبه 20 اسفند 1394
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,

جنایت های محمدرضاشاه در 1946 در آزربایجان جنوبی

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz

 

قان آخیر آزربایجان دان
"منتقد ادبی" فارس عبدالعلی دستغیب از تبعید آزربایجانیها درزمان شاه ودر جریان حکومت مرحوم پیشه وری نوشت
"من در شیراز متولد شدم... اولین مطلب جدی که نوشتم و خیلی هم سر و صدا کرد، مطلبی بود درباره تبعیدی‌های آزربایجان و در روزنامه ای که دکتر انور خامه ای چاپ می‌کرد چاپ شد و جالب است بدانید که این مطلب سر مقاله روزنامه هم شد. درسال ۱۳۲۶ دولت حدود ۲۶ هزار نفر را به دلیل "غائله" آذربایجان به نقاط بد آب و هوا تبعید کرده بود. آن موقع در حدود ۳۰۰- ۴۰۰ نفر از هموطنان آذری(بخوان تورکان آزربایجان ) را به جهرم، عده ای را به لار و عده دیگری را به بندرعباس بردند. عده ای را که به جهرم آورده بودند، معلوم بود اتهام آنها سبکتر است، چون هوای جهرم نسبت به هوای لار و بندر عباس ملایمتر است. زن و مرد و بچه در عسرت و سختی بودند و من با دیدن آنها خیلی متأثر شدم. مقاله‌ای درباره وضع رقت بار آنها نوشتم و فرستادم و دکتر انور خامه‌ای آن را در روزنامه حجار چاپ کرد."

قربانی کردن انسان در جلو ارتش ایران به اسم قربانی برای ایران با شعار "زنده باد شاه! زنده باد ایران"
ارتشایران با تاسی از ارتش بی‌رحم و افسران عقده‌ای جنایات زیادی که در تاریخ آزربایجان مثل و مانندی نبوده انجام دادند. از جمله قربانی کردن چندین فدائی در جلو کامیون ارتش با شعار "زنده باد ایران- قربانی برای ایران" که در تاریخ آزربایجان سابقه نداشته است در این مورد احمد ساعی از اساتید دانشگاه تهران در خاطرات خود در این باره در مصاحبه با ماهنامه «خوی نگار» چنین بیان می‌کند:
"... چند روز بعد، مدیر مدرسه بعد از نطق آتشینی اعلام کرد که برای پیشواز ارتش آماده باشید. هنوز ارتش وارد خوی نشده بود که دفتر فرقه دمکرات در طبقه دوم ساختمانی در میدان مرکزی، به دست ارتش (و اراذل اوباش وابسته به رژیم اشغالگر ایران) افتاد بلند گوی احمدی را هنگام سخنرانی گرفتند و از طبقه دوم پایین انداختند. کشته شدن یزدانی را دیده‌ام و همه را با جزییات کامل خاطر دارم. یادم می‌آید روز پیشواز از ارتش هنگام عبور از جلوی منزل آقای فتحی با دیدن جنازه‌ها میخکوب شدم. شمردم، ۱۹ نفر بودند. در محل معروف به «طییاره مئیدانی» ایستادیم و انتظار طول کشید خسته و نگران مادرم بودم، آیا می‌توانم تنها به خانه برگردم؟ بالاخره کامیونهای ارتش دیده شد اولین ماشین که ایستاد، افسری پیاده شد تا آن لحظه متوجه نبودم که ۳ نفر با دستهای بسته بین جمعیت هستند هر ۳ نفر را دست و پا بسته زمین خواباندند و سر بریدند. خونشان روی لباس‌هایم پاشید. به شدت بر خودم لرزیدم و هنوز هم آن لرزش را در وجودم احساس می‌کنم. شب وقتی ماجرا را برای پدرم تعریف کردم، گفت یکی از آنها الهوردی دباغ بود" 
شاعر سهراب طاهر , از افسران قیزیل باش حکومت ملی آزربایجان می‌نویسد "۱۹ آذر ارتش شاه وقتی‌ وارد قافالان کوه شد یک فدائی ۱۶ ساله را که دستگیر کردند برای ایجادرعب و وحشت در بین فدائیان آزربایجان و روحیه بخشیدن به ارتش شاه , به اسم قربانی برای ایران با شعار "زنده باد شاه! زنده باد ایران" سر بریدند ... در ۲۷ آذر ۱۳۲۵ تمامی‌ آزربایجان اشغال شد و روز‌ها اجساد شهدا بر روی زمین یخبندان تبریز ، اورمیه ، سراب ،مرند ، سولدوز ، ماکو ، مراغه ، شبستر ، زنجان ، جلفا .... ماند. طوری که بعدها نمی‌شد این جنازه‌های یخزده را برای جمع آوری از زمین کند .... عضو‌های دستگیر شده فرقه دمکرات و نزدیکان آنها‌را به اعدام و زندان‌های طویل مدت در مناطق کویر نشین فارس محکوم کردند"
در مورد ۲۶ آذر روز جشن کتاب سوزان ایرانیان که در تمامی‌ شهر‌های آزربایجان بر پا گشت دکتر احمد ساعی در خاطرات خود درخوی در مصاحبه با مجله «خوی نگار» چنین می‌گوید: "تحصیلات ابتدائی را در مدرسه‌ای ۳ کلاسه در کوچه شهربانی که اسمش یادم نیست شروع کردم. کلاس اول دبستان ما با جریان فرقه دمکرات مصادف شد. کتابهای مان به زبان ترکی بود و معلم، دیکته را هم به زبان ترکی می‌گفت. فکر می‌کنم آذرماه ۱۳۲۵ بود که یک روز آقای مهدی زاده مدیر مدرسه، به ما اعلام کرد همه کتابهایمان را به مدرسه بیاوریم. تل بزرگی از کتاب‌ها جمع شد و همه را آتش زدند. در دنیای بچگی، هم از آتش بازی خوشحال بودیم و هم فکر می‌کردیم که دیگر مشق نخواهیم نوشت!" رژیم فارس اوج بیشرمی را جنایت نشان داد طی‌ یک سال حاکمیت ملّی آزربایجان کتاب‌های چاپ شده درسی‌ به زبان مادری "تورکی" و داشته های فرهنگی سرزمین آزربایجان را به آتش کشاند

جمعه 10 مهر 1394
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,

هله ده ستارخانین خالق ایچینده اؤیرنیب دوشوندوکلرینی دوشونمه ینلر وار...

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz

چاغداش تاریخیمیزده اؤز دؤوروندن ایرلی گئدن اینسانلاریمیز آز اولماسا دا آراسیرا اؤزگه اولوسلارین بویوندوروغو آلتینا گیریب چیخماغیمیز بو دوشونجه لرین سوره جلی اولماسینا یول وئرمه میش. بو دوشونجه کسینتیلری اونلارین بوتونلشمه سینه هابئله عمل ساحه سینه یئتمه مه سینه ندن اولموش. 20-1905- جی ایللر آراسی یارانمیش دوشونجه لرین ایزین یئتمیش ایل سونراسی توتماغا ایمکان یارانیر هله ده ستارخانا پیشه وری یه حسرت قالمیشیق.

اوزونتولرله اولوسوموزون دوشمنلری ستارخانی بیلگین و دوشونجه لی قهرمان کیمی یوخ یالنیز بیر ساواش قهرمانی کیمی تانیتدیر ماغا چالیشدیغیندان آسیلی اولاراق اؤز یازارلاریمیزدا بو قورغونون ضررلی سونوجلارینا باخمایاراق اونون داوامچی سی اولموشلار. اونلار دوشونجه ایله ایشی بیر بیریندن آییرماغا جان آتیب بیزی بو ایکیز قارداشین بیرلشمه سینه حسرت قویماق ایسته میشلر. بو یازینین آنا جیزگیسی ستارخانین ابدی قهرمانلیغی ایله یاناشی درین دوشونجه لی و بیلیکلی کیملیگین آچیقلاماقدیر.

ستارخان عؤمرونون گنج چاغلارین عیصیانلا کئچیرمیش نئچه یول حؤکومتین قولدورلاریلا ساواشدیقدا شهردن چیخیب سونرا ایش مقصدینه شهره دؤنموش. آما بیرداها آلچاقلارین اؤز باشینالیغین گؤردوکده اؤزونو ساخلاماییب اونلارلا قارشیلاشیب شهردن گئتمیش.

ستارخانی یالنیز ساواش قهرمانی تانیتماق ایسته ینلر اونون یاشامیندا باش وئرن سفرلری هابئله سفرلرده قازاندیغی بیلیکلر و تجروبه لرینه گؤز یومموشلار. ستارخانین گنجلیکده تئهران، مشهد، عیراق سفرلری اولموشدور. نئچه ایل، او زامان آذربایجان شهری اولان ایروانین دمیر یول دوراغیندا سونرالار نئچه ایللر باکی دا ایشله میشدی. یقین اونون ایروان دمیر یول دوراغیندا یئرینه یئتیردیگی مودورلوک و تنظیمات ایشی گله جکده آذربایجانین باش قادیرماسی نین دوزنلمه سینده ائتکیلی اولموش. 

باکی او چاغلاردا یئنی دوشونجه لرین گلیشمه چاخناشما شهری اولموشدور. ستارخان بو دوشونجه لرله ایلگی له نیب، تبریزه دؤندو...

ستارخانین تدبیرینه یالنیز بیر سند یئترلی دیر:

کودتادان سونرا ستارخانلا باغیرخان کؤنوللو اولاراق مجلیسه یاردیم ائتمه یه تئهرانا دوغرو گئتدیلر. هله تبریزدن اوزاقلاشمادان میللی انجمن بیر یازیدا ستارخانا بئله یازدی: شهر قاریشمیش بلا یاغیشی یاغماقدادیر.اوچ آی سورسینده، بیرلشمیش میللتلر له بیر عیاردا اولان بئله نظملی شهر قاریشیقدیر. اؤزرونوزو یئتیرین.

بو یازینی یازان انجمن ین اویه لرینین هر بیرینین بؤیوک کیمسه اولدوقلارین دوشوننده هله بو یازی نین آغیرلیغین اؤیرنه جه ییک یانی میللی انجمن کیمی باجاریقلی درنه یین اینسانلاری شهرین دوزنلمه سیندن قالاندا ستارخانا اوز توتورلار. ستارخانی هر نه دن آرتیق، چتین آشامالار دا توتدوغو توتوملاری، اونون چوخ ایش بیلن، ها بئله دورومو دوشونن اینسان کیمی گؤز اؤنونده قویور. توتوملاری یئرینه یئتیرمه سی ده اونو تایسیز ایجرا آدامی کیمی گؤستریر. بو یالنیز دوشونجه ایله عملین یاناشی لیغیندان آسیلیدیر.

میر احمد کسروی اسارت سیمگه لری کیمی قالدیریلان آغ بایراقلاری یئندیرمه یی ستارخانین ایش بیلنلیک هابئله قورخمازلیغینین سونوجو گؤستریب مشروطه تاریخینین لاپ بؤیوک، لاپ شانلی ایشی کیمی دیرلندیریر.

سهراب طاهیر نه گؤزل سؤیله میش:

آغ بایراغی نیشان آلین

وورون بیر بیر یئره سالین

بودور حؤکمو ایستیقلالین

تبریز تسلیم اولا بیلمز

دونیا بئله قالا بیلمز

گئدین دئیین رحیم خانا

چاتیب اونون عؤمرو سونا

نه شجاعا، نه تئهرانا

تبریز تسلیم اولا بیلمز

دونیا بئله قالا بیلمز

بو شعر ستارخانین قازاندیغی سایغییا کیچیک اؤرنکدیر.

دؤنه لرله ستارخانلا اؤلوم آراسیندا توز قدر آرا اولمادیغینا باخمایاریق اؤلومدن قورتاریب شعرلرین، ناغیللارین هابئله دینی اینانجلارلا باغلانمیش افسانه لرین قونوسونا چئوریلیب همه شه بو یازیلاردا اونون اوزاق گؤرنلگیندنده سؤز گئتمیشدی.

ستارخانین گؤروشونده میللی قالخیم هئچ کیمسه یه، صینیفه، طبقه یه عایید اولماییب بیر مللتین بوتون کسیملرینین اونون اوغرونداجان آتماغی هابئله گؤستردیگی چابالاری قدر یئر قازانماسی اساس یئر توتور. 

میللتیمیزین یوخسولوندان کسبه سینه قدر، دین خادیمیندن ایشچیسینه قدربو بؤیوک قالخیمدا ایشه بیرلیک ائتمیشلر. یئنه سهراب طاهیر "قیز موجاهید پالتاریندا" آدلی شعرینده قهرمان قادینلارین ستارخان گؤروشونده بؤیوک یئر توتماسینا قول چکیر.

دوشمنین یوروشلرین قایتاردیقدان ایلک ایشی انجمن ین یئنیدن دوزنلمه سی اولور. ساواش سورجینده بیر سیرا موجاهید قیراغا چکمیشدی. او گونلر سئچگی قورماق ایمکانی اولمادیغیندان قاچقینلارین یئرین کؤنوللو عسگرلره وئردی...

سون سؤزوم او بؤیوک اینسانین دوشونجه سینده اوزمانلیقلا ، عؤهده لیک آیرینتی سینا توخونماقدادیر.

ستارخانا خبر گؤنده ریلیر مرند موجاهیدلریندن اولان فرج آغا چاخیر ایچیر. ستارخان بئله یانیتلاییر: من بو فرج آغانی اورا جاماعات ایمامی(پیشنماز) گؤندرمه میشم، اوندان اونا تاپشیریلان ایشلر حاققیندا سورمالیسینیز.

یوز ایل ستارخاندان کئچسه ده هله چوخلاری اینسانلارین کیشیسل یاشامینین توپلومسال گؤره ولرینی ایلگی لندیرمه دیگینی دوشونمه ییب دوشونمه یه جکلر. هله ده فیزیک اؤیرتمه نیندن اؤز بیلگیسی حاقدا یوخ، مئییت قوسولو حاقدا سؤز سورولور.

چهارشنبه 17 تیر 1394
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,

نام و حدود آزربایجان

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz

سرزمین‌های شمال باختری ایران در زمان پیش از تشکیل دولت‌های نیرومند، (سده‌ی پنجم پیش از میلاد) ماد نام داشته است. نخستین تمدن بزرگی که در این سرزمین شناخته شده، تمدن مانناست. اقوام ساکن این سرزمین و به ویژه مادها که بعدها به اینجا وارد شدند، وارث تمدن ماننا بودند. با تمدن ماننا بود که این سرزمین و مردمش، نخستین پایه‌های زندگی اجتماعی و سیاسی را بنا نهادند. وقتی مادها تقریباً در آغاز هزاره‌ی نخست پیش از میلاد به شمال باختری ایران رسیدند، با مردمان آنجا آمیخته و از میراث فرهنگ و تمدن آنان بهره بردند. بدین ترتیب مادها تأثیری عمیق بر فرهنگ و هستی اینجا نهادند؛ به گونه‌ای که حتی نام آنان بر این مرز و بوم قرار گرفت. [۱] مادها هنگامی که در این سرزمین جای گرفتند، هنوز نیمه صحرا گرد بودند. [۲] در نقش‌های آشوری، آنان را با موهای کوتاه (که آن را با نوار سرخی بسته‌اند) و با ریش پیچیده و تابدار کوتاه نقش کرده‌اند. روی پیراهن‌شان یک نیم تنه پوست گوسفند بود که برای ره سپردن در زمستان دشوار فلات به آن نیاز داشتند. آن‌ها هم چنین پای افزارهای بلند برای گذشتن از برف داشتند. سلاح آن‌ها تنها نیزه‌ی بلند و سر پناه‌شان سپرهای سبد بافته‌ی چهار گوش بود. [۳] نام مادها نخستین بار در سالنامه‌های آشوری به میان آمده است و آن زمانی بود که در سال ۸۳۶ پ.م شلمانصر سوم از پادشاهان پارسوا (غرب دریاچه‌ی اورمیه) باج گرفته و به سرزمین ماد رسید...

ادامه مطلب...

پنجشنبه 4 دی 1393
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,

از بزرگان ادبیات کلاسیک آزربایجان؛ حکیم شهاب الدین سهرودی

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz

شهاب­الدین ابوالفتح یحیی بن سهروردی در سال ۵۴۹ هـ در روستای سهرورد از توابع شهر زنجان به دنیا آمده و در سال ۵۸۷ متهم به الحاد گردیده و به قتل رسیده است.[۱] این فیلسوف عالیقدر و شاعر و سخنور بزرگ، تحصیلات ابتدایی خود را در مراغه به پایان رسانده، بر علوم فقه و فلسفه تسلط کامل یافته و در پی کسب کمالات بیشتر اکثر شهرای خاورمیانه را زیر پا نهاده و به دنبال تکمیل علوم دینی رفته است و درنتیجه‌ی استعداد شایان و تلاش بی­وقفه‌اش درفلسفه به حدی رسیده است که یکی از چهار مکتب اصلی اسلام یعنی اشراقیه را بنا نهاده است و آثار زیادی در علم و فلسفه نوشته است که « حکمه­الاشراق» یکی از برجسته‌ترین آثار و شاهکار اصلی اوست. شمس­ الدین شهروزی از شاگردان او ۴۹ اثر او را نام برده است که حدود نیمی از این آثار امروزه در دست است و در دانشگاه‌های جهان مطالعه می‌شود. ...........

پنجشنبه 4 دی 1393
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,

زبان و فرهنگ همدان جزء سرزمین بهم پیوسته تاریخی آذربایجان

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz

میدانیم که زبان هر ملت، در طول تاریخ، هم به طور طبیعی و بنا بر اقتضای ذات و هم به طور قهری و در نتیجه اتفاقاتى همانند جنگها , مهاجرتها، مرزبندیهای سیاسی استعماری-که باعث دوری اقوام یک ملت از یکدیگر میگردد- عموماً دارای لهجه ها، گویشها و شیوه های متعدد است؛ امّا علیرغم این تنوع، همه این لهجه ها و گویشها و شیوه ها، شاخه های زبان واحدند و از یک آبشخور زبان مادر, تغذیه می کنند؛ مثلاً زبان دیرپا و توانمند ترکی دارای شاخه هاى ترکیه ای، آذربایجانی، خوراسانی، ترکمنی، ازبکی، قزاقی و غیره است. شاخه ترکی آذربایجانی هم دارای لهجه های متعدد است؛ مانند لهجه تبریز، لهجه باکو، لهجه اراک، لهجه همدان، لهجه زنجان .......

پنجشنبه 4 دی 1393
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,

یار آغلادی من آغلادیم

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz

اوستاد بو گوزل شعرینى اؤز یاشاییش یولداشینا دئییب دیر...


  • یارین بویون قوجاقلادیم ، یار آغلادى من آغلادیم 
  • ییغیشدى قونشولار بوتون ، جار آغلادى من آغلادیم 
  • باشیندا قار قالان داغا ، دانیشدیم آیریلیق سؤزون 
  • بیر آه چئکیب باشینداکى ، قار آغلادى من آغلادیم 
  • طاریمدا نار آغاجلارى منی گؤروب دانیشدیلار 
  • بویومو زیتون اوخشادى ، نار آغلادى من آغلادیم
  • ائله کی اسدی بیر خزان ، تالاندى گوللریم منیم
  • خبر چاتینجا بولبوله ، خار آغلادی من آغلادیم 
  • اوره ک سؤزون دئدیم تارا ، سیملر اولدو پارا پارا
  • یاواش یاواش سیزیلدادى ، تار آغلادى من آغلادیم 
  • دئدیم کی حق منیمکیدى باشیمی چئکدیلر دارا 
  • طناب کسنده بوینومو ، دار آغلادى من آغلادیم 
  • »جعفرى « یم ؛ بویوم بالا ، غم سینه مده قالا قالا
  • یار جانیمی آلا آلا ، یار آغلادی من آغلادیم

دوشنبه 8 اردیبهشت 1393
بؤلوملر : شعر و ادبیات,