پـاسلانمیشـ اینسانـ

زنگان تورکـ،Zəngan Türk

نگاهی به تاریخ آذربایجان / ساکاها

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz

ساکاها در تاریخ آذربایجان جایگاه ویژه­ای دارند و در تاریخ زبان این سرزمین تاثیر خود را نهاده­اند. امروز هنوز هم نام برخی از محل­ها همچنان مشتق از زبان سکاها باقیمانده است. از آن جمله نام سیستان، سقز، اسکیت، ساسان، اشکوزا، اشک و… از زبان سکاها مانده است. نام سام که در شاهنامه هم آمده است از زبان سکاها مانده است. سکاها پیش از آمدن هخامنشیان به ایران در این سرزمین می­زیسته­اند. سکاها به نظر اکثریت مورخان و محققان عرصه­ی تاریخ، از کناره­های دریای اورال در آسیای میانه بدین سرزمین آمده و تا سواحل دون و دانوب در اروپا گسترده شده اند. سکاها مدت مدیدی در آذربایجان سکنی گزیده و بنای تمدن نهاده­اند. آنان حتی در سیبری طوایف کیمری را از آنجا رانده و خود جایگزین گشته اند. اشیای بدست آمده از مارتونوشا و ماگونوه نشان می­دهد که سکاها در شمال اوکراین بوده و بین سالهای ۵۵۰ الی ۴۵۰ قبل از میلاد در این سرزمین می­زیسته­اند. تالگران عالم روس زمان اوج­گیری تمدن سکاها را در سالهای ۲۵۰ قبل از میلاد می­داند. در این زمان تمدن آنان را در کناره­های رود ولگا می­داند که بعدها به سواحل دریای خزر منتقل گشته است. سکاها در قرنهای بعدی جای خود را به امپراتوری خزرها واگذار کرده­اند.

پنجشنبه 4 دی 1393
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,

نگاهی به تاریخ آذربایجان / گوتتی ها

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz

آذربایجان سرزمین شگفتی­هاست. تاریخ آن نیز مملو از اتفاقات و حوادث بی­مانندی است که هر خواننده ­ای را دچار حیرت و شگفتی می­سازد. نگاه به تاریخ این سرزمین می­بایست توام با بررسی تاریخ ملل همسایه باشد. سده­ها و هزاره­هاست که اقوام بی­شماری در این سرزمین دوش بدوش هم فعالیت داشته، بنای تمدن و مدنیت نهاده و تا امروز هم در کنار یکدیگر با صلح و صفا، هرچند که گاهی با برخوردهای خونین هم همراه بوده، اما با تحمل و بردباری زیسته­اند. در این تاریخ پر فراز و نشیب، اقوام و ملل مختلف با مردم بومی این سرزمین برخوردها و زد و خوردها داشته­اند که گاهی غالب و گاهی مغلوب گشته­اند و برآیند تمامی تاریخ همانی شده است که امروز مردم غیور آذربایجان را تشکیل می­دهد. این پروسه­ی تاریخی در تکوین و تکامل تشکیل ملت بزرگی که امروز در آذربایجان و سویه ای آن می­زیند از دید بسیاری از پژوهندگان به دلایل خاص مغفول مانده و یا حتی می­توان گفت که به اجبار مسکوت نهاده شده است. تاریخ این سرزمین از ۲۵۰۰ سال یا ۳۰۰۰ سال پیش آغاز نمی­گردد؛ پیش از آمدن آریایی­ها بدین سرزمین – با هر عنوان و هر حرکتی – مدنیت و تمدن استواری وجود داشته است که آثار باقی مانده­ی آن در سال­ های اخیر از زیر خاک بیرون کشیده شده و از تمدنی پیشتر از ۷۰۰۰ سال خبر می­دهد. پرداختن به این تاریخ و فرهنگ و مدنیت پاگرفته در آن، بدین سادگی هم نخواهد بود؛ زیرا یکجانبه و تک بعدی نمی­توان با این تاریخ که بخشی از تاریخ تمدن بشریت است به نتیجه رسید. لذا باید تاریخ مللی را که در این سرزمین به تولید فرهنگ و ادب پرداخته­اند مد نظر قرار داد و بدور از تعصب ­های کور قومی، به کشف واقعیت­ها نشست. البته آنچه تا امروز به عمد و با دسیسه­ی استعمار در این زمینه مغفول مانده است فرهنگ و زبان غالب امروزی است که بویژه در سده­ی گذشته به نسیان سپرده شده است و تاریجی جعلی برای آن نوشته شده است. لذا همت این نوشته­ها، نگاهی علاوه بر کل ادبیات و فرهنگ ملل گوناگون این دیار – به زبان ­های فارسی، عربی و ترکی است – توجه خاصی به فرهنگ ترکی خواهد بود تا از نسیان و غفلت بیرون آورده شود. با این همه، ادبیات فارسی و حتی عربی در آذربایجان گنجینه ­ای زوال­ناپذیر تلقی می­گردد که نمی­توان بدان بی­توجه، یا حتی کم توجه ماند. ما هم قصدی بر بی­توجهی و یا کم­توجهی بدان نداریم؛ بلکه بررسی تاریخ ادبیات را در همه­ی زبان­ های رایج و اقوام مختلف در طول زمان را به بررسی خواهیم نشست.

پنجشنبه 4 دی 1393
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,

امپراتوری غزنویان دولت بزرگ ترکان ایران

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz

امپراتوری غزنویان، وسیع ترین امپراتوری شرق دنیای اسلامی است. اطلاعات وسیعی در باره ی این امپراتوری به زبان های عربی، فارسی و ترکی که در همان زمان حکومت آنان نوشته شده باشد وجود دارد. البته باید اضافه کرد که متاسفانه بعد از روی کار آمدن سلسله ی پهلوی در ایران، جهت گیری خاصی صورت گرفت و همه ی حقایق را به نفع شوونیزم وارونه نشان دادند. این حرکت غلط تا امروز هم تداوم یافته است. نه تنها غزنویان، بلکه مجموعه ی ترکان را با عناوینی چون غلامان ترک و…-در ترجمه ها، بررسی ها و اصولا در همه ی موارد، روبرو ساخته و ضمن وارونه نشان دادن حقایق، نفرت خود را نشان داده اند. البته اروپا از ۵ قرن پیش دست به چنین کینه توزی ها زده است، اروپا حق دارد!؟ چرا که اروپا سه بار شمشیر ترکان را بر بالای سر خویش احساس کرده است: اولین بار در سال ۱۷۰ پیش از میلاد مته خان توانست تا قلب اروپا را به تسخیر درآورد؛ در قرن چهارم میلادی آتیلا دوباره امپراتوری خود را تا اروپا گسترش داد و سومین بار هم سلطان محمد فاتح توانست پایتخت رم را تسخیر و تمام ممالک شرق اروپا و شاخ آفریقا را در دست بگیرد.

پنجشنبه 4 دی 1393
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,

نام و حدود آزربایجان

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz

سرزمین‌های شمال باختری ایران در زمان پیش از تشکیل دولت‌های نیرومند، (سده‌ی پنجم پیش از میلاد) ماد نام داشته است. نخستین تمدن بزرگی که در این سرزمین شناخته شده، تمدن مانناست. اقوام ساکن این سرزمین و به ویژه مادها که بعدها به اینجا وارد شدند، وارث تمدن ماننا بودند. با تمدن ماننا بود که این سرزمین و مردمش، نخستین پایه‌های زندگی اجتماعی و سیاسی را بنا نهادند. وقتی مادها تقریباً در آغاز هزاره‌ی نخست پیش از میلاد به شمال باختری ایران رسیدند، با مردمان آنجا آمیخته و از میراث فرهنگ و تمدن آنان بهره بردند. بدین ترتیب مادها تأثیری عمیق بر فرهنگ و هستی اینجا نهادند؛ به گونه‌ای که حتی نام آنان بر این مرز و بوم قرار گرفت. [۱] مادها هنگامی که در این سرزمین جای گرفتند، هنوز نیمه صحرا گرد بودند. [۲] در نقش‌های آشوری، آنان را با موهای کوتاه (که آن را با نوار سرخی بسته‌اند) و با ریش پیچیده و تابدار کوتاه نقش کرده‌اند. روی پیراهن‌شان یک نیم تنه پوست گوسفند بود که برای ره سپردن در زمستان دشوار فلات به آن نیاز داشتند. آن‌ها هم چنین پای افزارهای بلند برای گذشتن از برف داشتند. سلاح آن‌ها تنها نیزه‌ی بلند و سر پناه‌شان سپرهای سبد بافته‌ی چهار گوش بود. [۳] نام مادها نخستین بار در سالنامه‌های آشوری به میان آمده است و آن زمانی بود که در سال ۸۳۶ پ.م شلمانصر سوم از پادشاهان پارسوا (غرب دریاچه‌ی اورمیه) باج گرفته و به سرزمین ماد رسید...

ادامه مطلب...

پنجشنبه 4 دی 1393
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,

از بزرگان ادبیات کلاسیک آزربایجان؛ حکیم شهاب الدین سهرودی

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz

شهاب­الدین ابوالفتح یحیی بن سهروردی در سال ۵۴۹ هـ در روستای سهرورد از توابع شهر زنجان به دنیا آمده و در سال ۵۸۷ متهم به الحاد گردیده و به قتل رسیده است.[۱] این فیلسوف عالیقدر و شاعر و سخنور بزرگ، تحصیلات ابتدایی خود را در مراغه به پایان رسانده، بر علوم فقه و فلسفه تسلط کامل یافته و در پی کسب کمالات بیشتر اکثر شهرای خاورمیانه را زیر پا نهاده و به دنبال تکمیل علوم دینی رفته است و درنتیجه‌ی استعداد شایان و تلاش بی­وقفه‌اش درفلسفه به حدی رسیده است که یکی از چهار مکتب اصلی اسلام یعنی اشراقیه را بنا نهاده است و آثار زیادی در علم و فلسفه نوشته است که « حکمه­الاشراق» یکی از برجسته‌ترین آثار و شاهکار اصلی اوست. شمس­ الدین شهروزی از شاگردان او ۴۹ اثر او را نام برده است که حدود نیمی از این آثار امروزه در دست است و در دانشگاه‌های جهان مطالعه می‌شود. ...........

پنجشنبه 4 دی 1393
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,

زبان و فرهنگ همدان جزء سرزمین بهم پیوسته تاریخی آذربایجان

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz

میدانیم که زبان هر ملت، در طول تاریخ، هم به طور طبیعی و بنا بر اقتضای ذات و هم به طور قهری و در نتیجه اتفاقاتى همانند جنگها , مهاجرتها، مرزبندیهای سیاسی استعماری-که باعث دوری اقوام یک ملت از یکدیگر میگردد- عموماً دارای لهجه ها، گویشها و شیوه های متعدد است؛ امّا علیرغم این تنوع، همه این لهجه ها و گویشها و شیوه ها، شاخه های زبان واحدند و از یک آبشخور زبان مادر, تغذیه می کنند؛ مثلاً زبان دیرپا و توانمند ترکی دارای شاخه هاى ترکیه ای، آذربایجانی، خوراسانی، ترکمنی، ازبکی، قزاقی و غیره است. شاخه ترکی آذربایجانی هم دارای لهجه های متعدد است؛ مانند لهجه تبریز، لهجه باکو، لهجه اراک، لهجه همدان، لهجه زنجان .......

پنجشنبه 4 دی 1393
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,

نگاهی به تاریخ آذربایجان / هورری ها

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz

سرویس تاریخی و فرهنگی: هورری نام ملتی است که بین دریای خزر تا رود دجله در ۴۰۰۰ – ۴۵۰۰ سال پیش از این زندگی می­کرده­اند. هورّی­ها بین کوههای زاگرس تا سواحل مدیترانه بین سالهای ۱۶۰۰ الی ۲۵۰۰ ق.م تمدنی برپا نموده و امپراتوری خود را بنا نمودند. مدنیت هئتیت­ها نیز متعلق بدانان است. در طول تاریخ سرزمینهای نام برده شده با نام هورّی­ها ثبت و ضبط شده است. هورّی ها ۱۵ قرن پیش از میلاد رقیب سرسختی برای مدنیت مصر و بابل بوده­اند. هرچند زبان هورّی­ها از بین رفته و امروز کمتر آثاری از آنان در دست است، اما زبانشناسان پیوند بین زبان هورّی­ها و زبان ملل قفقاز را تایید می­کنند. از کتیبه­ی کشف شده­ی هوریان ازخاتوشا – پایتخت هورّی­ها، به خط میخی نشان می­دهد آنان پیش از هئتیت­ها دارای مدنیتی بالاتر بوده­اند. آنان پادشاهی میتان را بنا نهاده و با آنان می­زیسته­اند. همه­ی اسناد تاریخی از پیوستگی هورّیان با میتانها حکایت دارد. بنا بر نوشته­ی همین مورخان، هورّی­ها بیشتر بین کوههای زاگرس و دریای اورمیه می­ زیسته و ریشه­ی فرهنگ خود را در این سرزمین نهاده­اند. آنان با دوستی در کنار ملل دیگر زیسته­اند، برای حفظ خود هم که شده در صلح و صفا با دیگران عمر گذرانده­اند؛ اما در برابر هجوم دیگران ساکت ننشسته­اند. آنان را آریایی دانسته­اند! امروز کتیبه­ای در بوغازکوی از هورّی­ها بدست آمده می­تواند بسیاری از معماها را حل نماید. هورّیها در پرورش اسب مهارت داشته و در کشاورزی هم ورزیده بوده­اند. زنان در بین هورّی­ها احترام وافر داشته است. در باره­ی دین و آئین آنان نیز اطلاعات ارزشمندی در دست نیست. اما تاکید شده است که هوری­ها به خدایان چندی معتقد بوده­اند.

پنجشنبه 4 دی 1393
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,