پـاسلانمیشـ اینسانـ

زنگان تورکـ،Zəngan Türk

قومیتگرائی افراطی فارسی و مراسم کتاب‌سوزی ٢٦ آذر سال ١٣٢٥ در آزربایجان

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz



مئهران باهارلی

آئینهای کتاب‌سوزی در تاریخ

کتاب‌سوزی نابود کردن کتاب و دیگر مکتوبات به وسیله آتش (در فرم جدید آن خمیر و یا رنده کردن کتب، مکتوبات، اسناد صوتی، نوارهای ویدئوئی، سی‌دی‌ها، دی‌وی‌دی‌ها، چپیسها، دیسک و دیسکتها، حافظه‌ها و ...) است. این عمل که معمولا به طور علنی و در حین مراسم و یا آئینهای خاص و در موارد نادری مانند نمونه اتحاد شوروی و دیگر نظامهای کمونیستی به طور پنهانی انجام می‌شود، عموما دارای انگیزه‌های سیاسی، دینی، اخلاقی، ایدئولوژیک، دیگرهراسی، نوهراسی و محافظه‌کاری افراطی است. از برجسته‌ترین نمونه‌های کتاب‌سوزی در تاریخ، سنت سوزانیدن مکتوبات دین موسوی و کتابهای یهودیت است که نخستین نمونه‌های آن مربوط به شاهان سلسله سلوکیان (شاه یهواکیم و سپس آنتیوخوس پنجم در سال ١٦٨ قبل از میلاد در اورشلیم) می‌باشد. در اروپای قرون وسطی نخستین بار پاپ جرج (گرگور) نهم امر به آتش زدن کتابهای یهودیان در پاریس داد که منجر به سوزاندن بیش از ١٢٠٠٠ هزار نسخه تلمود شد. این سنت بعدها به وسیله پاپهای بعدی (اینوسنت چهارم، کلمنت چهارم، ژان بیست و دوم، پل چهارم، پیوس پنجم، کلمنت هشتم، ...) ادامه داده شد. زیرا کلیسا و دولتهای مسیحی کتب موسوی و بویژه تلمود را کتبی مضر و توهین‌آمیز به تعلیمات مسیح می‌دانستند. در تاریخ جدید اروپا، کتابسوزان شب ۱۱ مه ۱۹٣٣ توسط نازیهای آلمان نیز کتب موسوی-یهودی را هدف قرار داده بود. در این شب نازیها به کتابخانه‌ها و کتاب‌فروشی‌های سراسر آلمان حمله کردند و بیش از ۲۵هزار جلد کتاب را که به نظرشان در تضاد با ایدئولوژی حزب نازی بود، از جمله آثار نویسندگان و دانشمندان یهودی چون اینشتین و فروید را جمع‌آورده و یکجا طی مراسمی رسمی سوزاندند. این کمپین کتاب‌سوزی یک اقدام دولتی و وزیر تبلیغات آلمان نازی برگزار کننده آن بود. کوره‌های کتاب‌سوزی در کشور آفریقای جنوبی نمونه دیگری مربوط به کتابسوزانی در دوران معاصر است. از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۷۱ میلادی، هزاران جلد کتاب و سایر مکتوبات در موضوعات مختلفی مانند سیاست، ادبیات کلاسیک و مسائل قومی از کتابخانه‌های عمومی و خصوصی آفریقای جنوبی توسط دولت این کشور جمع‌آوری و در کوره‌های کتابسوزی سوزانده شدند. از آخرین نمونه‌های کتاب‌سوزی در دهه‌های اخیر، سوزانیدن کتاب‌ها در افغانستان توسط نیروهای پشتون طالبان و دیگر کتاب‌سوزیها توسط اسلامیستها؛ تخریب و آتش ‌زدن کتابخانه ملی سارایوو در بوسنی بدست نیروهای صرب و سوزانیدن قران توسط افراطیون مسیحی در آمریکا را می‌توان نام برد.
 
.
.
.

ادامه مطلب...>>>>>

یکشنبه 24 دی 1396
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,

مقایسه ترکی زنگان ( = خمسه ) با ترکی تبریز

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz



علی محمد بیانی

لطفا بخوانید برای دانستن...

«خمسه» سرزمینی است که مردمان آن تورک زبان و شیعه مذهب‌ا‍‌‌‌ند و از نظر جغرافیایی بین تبریز و ری و از جانبی بین کردستان و گیلان واقع شده است. تورکی آذربایجانی که در این ولایت بدان تکلم می‌شود، قسمتی از طیف رنگارنگ زبانی لهجه‌ای است که در کل می‌توان گفت به تورکی همدانی – ساوه‌ای و قشقایی نزدیکتر است، اما با تورکی خلخالی – اردبیلی و اورمیه‌ای هم قرابت لهجه‌ای دارد. با آنکه تورکی تبریزی باهمه اینها اندکی متفاوت است، ولی هیچ غرابت و دگرگونگی بین آنها دیده نمی‌شود. چرا که همه آنها جزء یک زبان معیار هستند که در ذهن همه گویندگانش به یک شکل وجود دارد. آنچه باعث می‌شود که از آنها تحت عنوان «تورکی خمسه»، یا «تورکی اردبیل»یا  «تورکی تبریز»یا «قشقایی» و «اورمو» یاد کنیم، تفاوت‌های لهجه‌ای یعنی نحوه بیان شفاهی و تولید اصوات به وسیله لب و دندان است...
.
.
.

ادامه مطلب...>>>>>

دوشنبه 18 دی 1396
بؤلوملر : زنگان (زنجان),

ریشه نام آزربایجان وطن هزاران ساله تورک‌های آز با اسناد تاریخی‌

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz



نویسنده: پروفسور فریدون آغاسی اوغلو


مترجم: کیومرث اسلامی



قابل توجه تاریخ نویسان(نه تاریخدانان) که هر روز با نوشتن داستانهایی سعی در جعل و تحریف تاریخ مردم منطقه بخصوص تورکهای آزر دارند.  این جاعلان تاریخ بدانند که دیگر تاریخ انقضای داستانهایی که برای مردم می نویسند، گذشته است. دوستان، مقاله زیر که با دهها منابع معتبر دنیا نوشته شده است، سعی در بیان حقاق تاریخ آزربایجان دارد. این منابع قطره ای از دریای منابع تاریخی است که حکایت از قدمت هزاران ساله تورکهای آز در سرزمین آزربایجان دارد.

مطالب زیر از سری مجموعه مقالات پروفسور فریدون آغاسی اوغلی ترجمه و خلاصه نویسی شده است.(سخن مترجم)

«آزربایجان از دیرباز سرزمین تورک ها بوده است»(ابن هشام)

اسم سرزمین آزربایجان (Az-ər-bay-can):

اسم قوم آز (AZ) در منابع تاریخی:

قوم Az(As)، از اقوام ملت  بزرگ تورک  که دارای جمعیت خیلی زیادی نیز بود، می باشد. Aziya// Asiya ، نوع تلفظ ” آس” نیز مثل “آز” بطور گسترده‌ای پخش شده است. سبب همچین گسترشی، از شرق آسیا گرفته تا مرکز اروپا، حرکت و مهاجرت قوم az//as از 3تا4 هزار سال پیش از آزربایجان قدیم به طرف سرزمینهای غرب، شمال و شرق می باشد. در ادامه خواهیم دید که آثار و منابع تاریخی نشان از قدمت بیش از 3هزار ساله نام سرزمین آزربایجان در منطقه می باشد همچنین منابع، نشان از مهاجرت مردم ” آز ” از قفقاز به طرف مرکز اروپا و شمال آن همچنین مهاجرت آنها به آسیای مرکزی در 3 تا 4هزار سال پیش می باشند( نظریه ساختگی مهاجرت تورکها از آسیای مرکزی رد می شود)......



ادامه مطلب...>>>>

یکشنبه 17 دی 1396
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,

معمای سفره “هفت سین”

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz



برکت  لردن یئددی سین قویماق!(از آن هایی که “برکت” به حساب می  آیند هفت  تایش را گذاشتن!)

آنچه که امروزه از طریق تفسیرهای غیرمعتبر از لحاظ تاریخی، مردم شناسی، فولکلورشناسی و اسطوره  شناسی به عنوان هفت  سین در جامعه معروف شده و در سر سفره  تحویل سال گذاشته می  شود نیز مطلبی است که بعدا مورد بحث قرار خواهد گرفت. با این تفاوت که در اینجا بیشتر بحث واژگانی و زبانی خواهد شد ولی در آنجا از دیدگاه تفکر اسطوره  ای.

در بحث از اصطلاح “هفت سین” لازم است که پسوند “-سین” در ترکی توضیح داده شود.

همانگونه که همه  زبانشناسان می  دانند در پاره  ای از زبان ها از جمله زبان لاتین، زبان یونانی، زبان روسی، زبان ترکی . . . اسم و صفت صرف می  شود که به declension موسوم است.

در ترکی، هنگامی که اسم یا صفت در وضعیت “رائی” (accusative) باشد _در صورتی که به مصوّت ختم شود_ پسوند “سین” خواهد گرفت، مثل: “آتاسین گؤردوم!” (پدرش را دیدم!) چون واژه  “آتا” (پدر) به مصوّت ختم می شود پس در وضعیت “رائی” پسوند “ـ سین” گرفته است. از این رو است که این نمونه از واژه  ها که در پی می  آید نیز در همان وضعیت پسوند “ـ سین” خواهند گرفت: آتا، دده، باجی، اوجا، کؤلگه (سایه). . . به این صورت: آتاسین، دده  سین، باجی  سین، اوجاسین، کؤلگه  سین. . .

در مورد عددها نیز همینگونه است. عددهای ایکی (۲)، آلتی (۶، می  شوند در وضعیت “رایی” پسوند “ـ سین” خواهد گرفت، مثل: ایکی  سین _۲سین (۲ـتایش را)، آلتی  سین _۶سین (۶ـتایش را)، یئددی  سین _۷سین (۷ـتایش را)، اون  ایکی  سین _۱۲ـسین (۱۲ـتایش را)، ییرمی  سین _۲۰ـسین (۲۰ـتایش را)، اللی  سین _۵۰ـسین (۵۰ ـتایش را). . .

معمای سفره  تحویل سال

آنگونه که پاره  ای به اسم متخصص تلاش می  کنند تا تفسیر و توجیه کنند واقعا هم این امر تبدیل به یک چیستان  شده. حال آنکه مسأله بسیار بسیار ساده است. به هنگام تحویل سال از تمامی برکت های زندگی نمونه  ای را در سفره  تحویل سال می گذارند تا این برکت ها از سال کهنه به سال نو منتقل شود و به این ترتیب جریان زندگی ادامه یابد.

این برکت ها عبارتند از:

  1. گؤی برکتی و آیدین لیق (برکت آسمان و روشنایی)
  2. سو برکتی (برکت آب)
  3. یئر برکتی (برکت زمین)
  4. حئیوان برکتی (برکت حیوانی)
  5. آغاج برکتی (برکت درخت)
  6. آلـ وئر برکتی (برکت داد و ستد)
  7. گؤیرمک برکتی (برکت رویش _از سال کهنه به سال نو)


    ادامه مطلب...>>>

چهارشنبه 4 فروردین 1395
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,

ایل بایرامی و یا همان ارگنه گون روز ملی تورکان

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz



امسال  سال۴۶۵۳   با احتساب تاریخ ارگنه گون میباشد. ۴۶۵۳ سال قبل در چنین روزی ملت تورک مجددا با رهبری

قیزان خان از تاریکی رهایی یافته و به روشنایی رسیده اند .

 ارگنه گون یکى از میراث تاریخی تورکها میباشد. در این واقعه تورکان در سرزمین مرتفعى که دورادور آن با کوههاى

صعب العبورى محصور بود به مدت ۴۰۰ سال زندگـى میکنند.

یعنی بعد از جنگ به مکانی میرسند تاریک و صعب العبور! و تاریک

بسیاری از پسران ایلخان یا می میرند یا اسیر میشوند اما قازان خان kızan زنده می ماند و با لشگر و ارتش خود در

راه برگشت به یک مکان غار مانند تاریک میرسند که گویا کوه های اطرفا فلزی بودند به راهنمایی یک اهنگر به کشف

آهن موفق شده شروعه به ذوب کردن کوه ها میکنند تا از انجا خلاصی یابند! در نهایت از تاریکی به روشنایی رسیده و

روز آزادی خود را ارگئنه گون یعنی مرد خورشید نو نام مینهند !

ارگنه گون یکى از میراث ماندگار تورکان اوغوز بشمار میرود.


قایناق : گاماج

چهارشنبه 4 فروردین 1395
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,

باییر بایرامی

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz


ایسلام دینی یاخین شرق و اورتا عاصییا اولکه لرینده یاییلدیقدان سونرا عرب خیلافتی بو اولکه لرین خالقلاری نین عادت عنعنه لری نین بایراملارینی تقیب ائتمه یه باشلادی.

عصرلر بویو دینی خادیملر، موختلیف طریقت نوماینده لری بو بایرامی طبیعی و تاریخی کوکلریندن آییرماغا چالیشمیش، اونا دینی مووهومی لیباس گئییندیرمه یه جهد گوسترمشلر. حتی بعضی دین خادیملری بئله بیر فرضیییه یه اویدورموشلار کی، نووروز بایرامی گویا دورد خلیفه علی نین حاکیمیته (۶۵۶-۶۶۱) گلدیگی گونله علاقه داردیر.
حالبوکی ایمام علی اییول آییندا حاکیمیته گلمیش، نووروز ایسه یازدا بایرام ائدیلیر. اصلینده، خالقین بایراملا علاقه دار کئچیردیگی مراسیملر هئچ بیر دینی ائهکاملار ایله باغلی دئییلدیر. اکثر خالقلار باهار بایرامی نین اسل ماهیتیندن دوغان بیر سیرا عادت-عنعنه لری اویونلاری ایندییه دهک ساخلامیشلار.
اورتا عصر مولیفلری شرق اولکه لرینده ایسلام دینی یاییلدیقدان سونرا دا نووروز بایرامیندا یاز عنعنه لری نین، اکینچیلیک تقویمی اعتیقادلاری نین موحکم یئر توتدوغونو گوستریرلر.
تورکجه ده بایرام کلمه سی چول و طبیعت آنلامیندا اولان »باییر« کلمه سیندن آلینیب(باییر+ام) »ام، یم، وم« سون اکی فعلدن اسم دوزلدر. دوروم(وضعیت)، اینام(اعتقاد) سئچیم(انتخابات) و گئییم(لباس) کیمی. دئمک بایرام کلمه¬سی باییر و طبیعت کلمه¬لری ایله اورگانیک ایلگی¬ده¬دیر...



ادامه دارد...>>>

شنبه 29 اسفند 1394
بؤلوملر : آنا دیلی,

نگاهی به دامنۀ جعل افعال در زبان فارسی، مقایسۀ زبان ضعیف و جعلی فارسی با زبان قدرتمند و اصیل تورکی

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz





این مقاله را بنا به مقاصد راسیستی یا نفرت پراکنی علیه زبان فارسی ننوشته ام. این مطالب را برای این نوشتم که پان ایرانیستها و پانفارسهای نژادپرست ضد تورک و ضد عرب در تبلیغات مسموم ضد تورک و ضد عرب نژادپرستانه شان در یک قرن اخیر با تمام توان کوشیده اند که از زبان فارسی بت بسازند و با طرح شعارهای پوچی چون «فارسی شکر است» ، «قند پارسی» ، «شکر فارسی»، «زبان دوم جهان اسلام؟!»  و غیره کوشیده اند و می کوشند که جوانان بی سواد یا کم سواد (آلا ساواد» تورک ما را با تبلیغات رنگین و امکانات رسانه ای دولتی و غیر دولتی که منحصرا در اختیار آنهاست، بفریبند واز زبان مادری شان بیزارکنند و از آنها «مانقورت» ضد تورک بسازند که متأسفانه در تهران تا حدی زیاد موفق به این کار شده اند. همین پانفارسها و پان ایرانیستها در قیامهای حق طلبانه ملت تورک آزربایجان در هر زمانی چشم امید به مانقورتهای تهران دوخته اند که مثل سال سیاه 1325 هـ.ش./  1946 م. آنها را شستشوی مغزی داده؛ مسلح کرده و به سمت تبریز و دیگر شهرهای آزربایجان سرازیر کنند و با قتل عام و نسل کشی پاک ترین و غیورترین و بهترین جوانان آزربایجان حرکت مقدس ملی ملت تورک آزربایجان را نطفه خفه کنند. منتهای امال و آرزوی پانفارسها و پان ایرانیستهای راسیست و فاشیست همین سرکوب حرکتهای حق طلبانه و استقلال خواهانۀ ملت تورک آزربایجان با مانقورتهای آموزش دیده و شستشوی مغزی شده از جنس خودشان است؛ یعنی راسیسم فارس با کمترین هزینه می خواهد بیشترین بهره برداریها را بکند. از این رو استراتژی ما دفاعی، بیدارسازنده، افشاگرانه و روشنگرانه است و هدف ما بیدار سازی مانقورتهای ضد تورک و بازگرداندن آنها به آغوش گرم و پرمهر مادرشان آزربایجان است. پس هدف ما دفاع مقدس از هستی و هویت ملت مظلوم تورک خودمان است نه حمله ناجوانمردانه به زبان و هویت دیگری. در ضمن تمامی مطالب این مقاله با استناد به معتبرترین کتابهای زبان شناختی خود پانفارسها و پان ایرانیستهاست نه این که ما از خودمان نظری یا سخنی ناروا و دروغ دربیاوریم و یا خدای ناکرده قصد تخریب ملتی یا زبان ملتی را داشته باشیم.

اوجالان ساوالان


ادامه مطلب...>>>

جمعه 28 اسفند 1394
بؤلوملر : آنا دیلی,

ایجاد هویتی کاذب با جعل تاریخ در ایران

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz


طبیعتاً هویت واقعی هر ملتی را بایستی منسوبیت قومی و تاریخ حقیقی آن ملت شکل دهد. اگر به غیر از آن باشد، افراد هر ملت، تلاشی که در راه اعتلای ملت خود می نمایند در واقع در راه ملتی دیگر کرده اند. چه بسیار افراد وطن دوست و ملی گرایی که در راستای اعتلای ملت خود فداکاری ها کرده اند، اما در واقع به جهت جعل تاریخ و القاء هویتی جعلی، در واقع به بیراهه ای نامربوط سوق داده شده اند. لذا اطلاع دقیق در مورد هویت و تاریخ واقعی خود برای هر شخصی که سعی در انجام چنین فداکاریها در راستای پیشرفت ملت خود دارد، امری ضروری و واجب می باشد.

در کشوری که امروزه ایران می نامیم، کمتر محققان تیزبینی پی به تاریخ حقیقی آن برده اند. زیرا تحت تاثیر بمباران اطلاعاتی غرب و بویژه انگلستان و همدستان این کشور، حتی اکثر محققان کشور هم تحقیقات خود را از روی تاریخسازیهای غرب برای این سرزمین استوار نموده و جعلیات معجون واری را بنام تاریخ ایران شکل داده و به خورد مردم داده اند. بطوریکه تاریخ جعلی ارائه شده، نه سرگذشت و تاریخ مردم ساکن در آن، بلکه تاریخ اقوام دیگری بوده که در راستای طرح استعمارگران غربی و روسیه و نیات پلید آنها در جهت مقاصد استعمارگرانه آنها بنام تاریخ بر مردم منطقه وصله گردید. چنانکه تا آمدن نمایندگان انگلستان به دربار قاجاریه و اقدامات جاسوسان انگلیسی در جهت تاریخسازی برای به اصطلاح ایرانیان هیچ منبع تاریخی این مرز و بوم، از هخامنشی و کوروش نامی نمی برد. براستی نیز با پژوهش های تیزبینانه مشخص می گردد که نه هخامنشیان و نه کوروش هیچ ربطی به مردم فارس و کلاً مردم منطقه ندارد. با اندک تحقیقاتی بر روی زبان پارسی دوره هخامنشی متوجه می شویم که زبان آنها زبانی با ریشه و ساختمان کاملاً متفاوت با زبانهای منطقه و از جمله پهلوی، فارسی (در اصل تاجیکی) و دیگر زبانهای باستانی و فعلی منطقه می باشد. زبانی که کلاً مربوط می شود به خانواده زبانهای اسلاوی که دارای جنس مذکر، مؤنث و خنثی بوده و سه صیغه مفرد، مثنی و جمع و به طور کلی تمام خصوصیات زبانهای اسلاوی را دارد. حتی اسم تابع جنسیت بوده و در حالتهای مختلف فاعلی و مفعولی و اضافی و غیره تغییر می نماید که تماماً منطبق بر زبانهای اسلاوی می باشد. نه تنها زبان تاجیکی در ایران که فارسی می نامیم، حتی هیچ یک از زبانهای رایج در این سرزمین دارای چنین ساختمانی نمی باشد. علاوه براین اسامی و واژه های کلیدی که در پارسی هخامنشی وجود دارد، اسلاوی هستند و اکثرشان در روسی امروزی هم کاربرد دارند. مثلاً می توان به نام خدا “بگ”، گرگ “ووک” و دهها واژه دیگر و بسیاری از فعلها اشاره کرد که با زبانهای اسلاوی یکسان می باشند. اگر کسی شکی می کند به راحتی می تواند حداقل در حد مقدماتی یکی از زبانهای اسلاوی از جمله روسی را یاد بگیرد و واژگان و ساختار زبان پارسی هخامنشی را با آن مقایسه نماید. آنگاه شک و شبهه وی رفع می گردد. 


ادامه مطلب...>>>

پنجشنبه 27 اسفند 1394
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,

" ترکان وحضوری هفت هزار ساله در ایران "

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz




آذربایجان دیاری است که از گهواره های نخستین تمدن بشری بوده و تمدن های درخشانی همزمان و پس از نخست
ین تمدن بشری یعنی سومریان در این خطه شکل گرفته است ، صنعت فلز کاری برای نخستین بار در آذربایجان ابداع و رشد و تکامل یافته است . در کتب تاریخی امروزی نقطه ی شروع تاریخ ایران به اشتباه پس از هخامنشیان در نظر گرفته می شود، در حالی که پیش از هخامنشیان تمدن های درخشانی وجود داشته و کم اهمیت جلوه دادن و جعل وتحریف تاریخ و این تمدن ها صرفا به خاطر غیر ایرانی زبان بودنشان بی انصافی و به دور از اخلاق تاریخ نگاری است ؛ آذربایجان خطه ایست که تمدن های درخشان "هورری" ،"اورارتو" ،"قوتتی"،"لوللوبی"،"آلبانی" و مهمتر از همه" ماننا" که بعدها ماننا-ماد یا ماد کوچک یا ماد آتروپاتن خوانده شد و یکی از درخشان ترین دوره های تاریخی این خطه بوده، در آن شکل گرفته است .

خاورمیانه در طول تاریخ موطن و پذیرای سه گروه قومی التصاقی زبان ، سامی زبان و هند و اروپایی زبان بوده است، در این منطقه ترک زبانان جز گروه قومی اول هستند،زبان های عبری و عربی و آسوری جز شاخه ی دوم و زبانهای پهلوی، فارسی دری، کردی و چندی دیگر جز گروه سوم به شمار می آیند.

اقوام سامی زبان بیشتر در مصر و صحرای عربستان و عراق کنونی پراکنده بودند ، اقوام التصاقی زبان در گذشته در بین النهرین و ایلام و آذربایجان و کردستان کنونی ساکن گشته بودند .اقوام هند و اروپایی زبان هم که از حدود 1000سال پیش از میلاد به ایران وارد شدند در نواحی مرکزی و جنوب شرقی و شرقی ایران مسکون گشتند. دیاکونوف حضور عنصر هند و اروپایی زبان در ایران را 1000 سال قبل از میلاد می داند.(دیاکونوف،تاریخ ماد،ص133)

گروهی اعتقاد دارند که ایران فقط جایگاه اقوام هندواروپایی زبان بوده است و ترک ها پس از سلجوقیان به ایران وارد شده اند و پیش از سلجوقیان در ایران ترک زبانی وجود نداشته است و حتی فرضیه ای مضحک تحت این عنوان که زبان باستانی آذربایجان ترکی نبوده است و مغول ها زبان آذربایجان را که شاخه ای از زبان فارسی دری یا پهلوی بوده است را عوض کرده و زبان ترکی را تحمیل کرده اند ، بیان می کنند که در ادامه مضحک بودن این فرضیه و اینکه زبان این خطه از هزاران سال پیش همان زبانی است که امروزه نیز به آن زبان در این منطقه صحبت می شود را نشان خواهیم داد . احمد کسروی نخستین کسی بود که چنین فرضیه ای را بیان نمود و صد البته با جعل و تحریف و بدخوانی منابع تاریخی سعی در اثبات فرضیه پوچ خود داشت پس از وی نیز شاگردانش طوطی وار سخنان او را تکرار و هیچ مطلب تازه ای را به مستندات وی نیفزودند . در سطور پایانی این نوشته نمونه ای از تحریف های اینگونه افراد آورده شده است وچون پرداختن به همه ی تحریفات و بدخوانی های کسروی وشاگردانش در این مقوله نمی گنجد ما به یک نمونه بسنده کردیم.


آردی وار ( ادامه دارد)

جمعه 21 اسفند 1394
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,

فلسفه ۴ چرشنبه و نو+روز در بین تورکان و انتقال به دیگر ملل

0 گؤروش
یازار:‌ kölgə siz



چهار چرشنبه – آب – آتش- باد و خاک ( زمین) یعنی فلسفه «چرشنبه های آخر سال»

میدانیم که از زمانهای دور باور تورکان قام(یکتاپرست) و شامانیستی بر این بود که چهار عنصر آب و آتش و باد و خاک هستند که باعث بیداری طبیعت میشوند.
تورکان آزربایجان چهار هفته قبل از عید، و به مناسبت همین چهار عنصر روزهای چرشنبه یا به “فارسی شده چهارشنبه “را برای اجرای مراسم انتخاب کرده اند.
این مراحل عبارتند از؛

۱) سوچرشنبه سی su çərşənbəsi
۲) اود چرشنبه سی od çərşənbəsi
۳) یئل چرشنبه سی yel çərşənbəsi
۴) توپراق چرشنبه سیtopraq çərşənbəsi

این چهار اصل یعنی آب، حرارت، باد و خاک لازمه بیداری طبیعت اند و اگر یکی از آنها نباشد طبیعت سرسبز نمیشود.

۴ دلیل ساده و واضح که ملت فارس (ایرانی‌ ۰ افغانی تاجیک ) و قومیت کرد این جشن طبیعت را از تورک‌ها بر خود گزیده اند

۱- کلمه عید نوروز خود از نظر علم ادبیات کاملا برای فارس‌ها بیگانه است عید ” یک کلمه عربی‌ هست
در دستور زبان فارسی صفت بعد از اسم میشنید ولی‌ کلمه “نوروز” اینگونه نیست
روز خوب – روز زیبا- روز نو… این ثابت میکند که کلمه نوروز ترجمه شده از زبان دیگر است
ولی‌ در تورکی کاملاً به صورت عکس صفت قبل از اسم میشیند
گوزل گون – ینی گون-

از نظر علم تاریخ هم با نام “ینی گون بایارامی ” ثبت شده که از نظر علم ادبیات اگر به فارسی یا هم خانواده آن کردی ترجمه کنیم میشود نوروز=نو +روز

.
.
.

ادامه مطلب...>>>

پنجشنبه 20 اسفند 1394
بؤلوملر : تاریخ و فرهنگ,